خلاصه داستان: نوه گو جین فردی بسیار باهوش، پولدار، خوشتیپ و خودشیفته است. وقتی به او گفته می شود که به قتل خواهد رسید، خود را به فراموشی میزند! از طرف دیگر، منشی لی شین آ زنی سخت کوش، صادق و بسیار درون گراست. وقتی به او گفته می شود که زمان زیادی برای زندگی کردن ندارد، خود را نامزد رئیسش یعنی نوه گو جین جا میزند!
خلاصه داستان: یعقوب پسر محبوب خود یوسف را به عنوان جانشین خود انتخاب می کند. 11 برادر دیگر جوزف حسادت می کنند و یوسف را در چاه می اندازند و به پدرشان می گویند که یوسف مرده است. یعقوب از غم نابینا می شود. کاروانی که از آنجا می گذرد یوسف را نجات می دهد...
خلاصه داستان: دسیدریوم به صورت غزلی، عشق های ناگوار سه برادر را ترسیم می کند: مجید، برادر معلول جوان با سر ناقص که عاشق اقدس می شود، فاحشه ای که توسط برادر بزرگش حبیب برای سرگرمی او استخدام شده است، بی خبر...
خلاصه داستان: مردی بدطینتی درصدد تصاحب ثروت برادرزادهاش است.پس از یک سلیله ماجرا برادرزاده که به طور ناگهانی ثروتمند شده، پس از اطلاع از موقعیت مادی عمویش به یاری او شتافته و از ورشکستگی نجاتش میدهد.
خلاصه داستان: امل در باشگاه عثمان کار می کند. او در آنجا با کمال آشنا می شود و عاشق هم می شوند. تصمیم به ازدواج می گیرند. محمود، مرد کمال، کمال را وارد یک تجارت مواد مخدر می کند و باعث می شود که کمال به تهران برود. کمال به امل نامه می نویسد اما...
خلاصه داستان: معلمی فرهیخته و متواضع به شهری جدید و شغلی جدید در ایران پیش از انقلاب می رسد. او عاشق یک زن جوان سخت کوش و محروم می شود که از مادر پیرش پرستاری می کند و برادر جوانش را بزرگ می کند...
خلاصه داستان: یو می ران یک وکیل تازه کار در یک موسسه حقوقی است؛ موسسه ای که بیشتر با صنعت فیلم و سرگرمی کار می کند. او به روابط عاشقانه علاقه ای ندارد و از کم آوردن جلوی مردها نیز متنفر است. از طرفی نام کانگ هو بازیگر محبوب در فیلم های رمانتیک است که به زنان بی اعتمادی عمیقی دارد. برخورد این دو آنها را وارد یک جنگ عاشقانه می کند…
خلاصه داستان: هونگ چون کی (Kim Yoo Jung) یک نقاش با استعداد و زیبا در دوره چوسان است که با ها رام ملاقات میکند. ها رام (Ahn Hyo Seop) که در جوانی بر اثر حادثه ای نابینا شده، مسئول بخش علم ستاره شناسی است. هونگ چون کی عاشق ها رام می شود و به نابینایی او اهمیتی نمی دهد…