خلاصه داستان: داستان این مجموعهٔ تلویزیونی زندگینامهٔ ژنرال گیبک را شامل میشود که یکی از ژنرالهای باتدبیر تاریخ کره و باکجه که گویند آوازه اش تا امپراتوری روم هم رفته بود با بازی لی سئو جین است، که رهبری آخرین نبرد باکجه و شیلا به نام نبرد هوانگسانبئول را بر عهده داشت.
خلاصه داستان: این داستان درباره دو جهان و دو دنیای موازی بایکدیگر است . یکی از جهان ها متعلق به دنیای مدرن امروزیست و جهان دیگر متعلق به گذشته و دوران امپراطوری کره است که توسط پادشاه ، لی گون (Lee Min-Ho) اداره میشود . تا اینکه شیطان در دنیای آدم ها رها میشود و دری را به سمت جهان موازی باز میکند. دری که میتوان از طریق آن به جهان قدیمی و جهان امروزی رفت و آمد کرد . شیطان به پادشاه لی گان ، پیشنهاد زندگی بهتر در دنیای موازی مدرن را میدهد اما برخلاف پیشنهاد شیطان، لی گان سعی میکند دری که به سمت جهان موازی باز شده را ببندد. به همین خاطر به دنیای مدرن میرود و با بازرس کره جنوبی جانگ تائه یول (Kim Go-Eun) آشنا میشود و آن دو سعی میکنند به کمک یکدیگر ، دری که شیطان باز کرده است را ببندند …
خلاصه داستان: بائک هی سونگ پدر مهربان و سخت کوشیست که با تلاش فراوان سعی میکند که هم در خانه و هم در محل کار، تمام نیروی خود را برای تلاش بیشتر خرج کند، همسر او، چا جی وون کاراگاه تیزهوش و موفقیست که متوجه میشود پشت چهره فریبنده و خوبی های همسرش، گذشته وحشتناکیست که از همه پنهان میکند، پس سعی میکند راز این گذشته را کشف کند و...
خلاصه داستان: زینب دختر جوانی است که همراه پدر و عمهاش زندگی میکند. او وقتی برای اولین بار عاشق میشود تصمیم میگیرد همه زندگیاش را وقف این عشق بکند و همراه عشقاش به آمریکا مهاجرت میکند و خانوادهاش را ترک میکند بدون اینکه به آنها اطلاع بدهد. در ابتدا همه چیز خوب پیش میرفت اما وقتی میفهمد که باردار شده است زندگیاش زیر و رو میشود؛ چرا که دوست پسرش آمادگی پدر شدن ندارد و با این اتفاق زینب را ترک میکند. زینب تصمیم میگیرد که فرزندش را خودش به تنهایی بزرگ کند و فکر میکند توانایی تحمل چالشهای زندگی را دارد؛ اما بعد از تولد بچه و تجربه سختیهای زندگی یک مادر که به تنهایی باید کار کند و فرزندش را از آب و گل دربیاورد، تصمیم میگیرد که به ترکیه برگردد. زینب بعد از بازگشت به ترکیه و مواجه شدن با عشق سابق خود با چالش های جدید و بزرگتری در زندگی روبه رو میشود که حال باید با آنها مقابله کند…
خلاصه داستان: این سریال داستان ۵ دختر تنهای به دور از خانواده و مجادلههای آنها در راه زندگی در سنین نوجوانی را به تصویر میکشد. ایلول در یک خانه کوچک به همراه مادر، خواهر کوچکتر و ناپدریاش زندگی میکند. ایلول همیشه مورد تجاوز جسمی و عاطفی از سوی ناپدریاش قرار میگیرد. زمانی که او این موضوع را به مادر خود انتقال میدهد، مادرش او را باور نکرده و وی را به یک یتیمخانه میسپارد. او در ابتدا تلاش بسیاری برای ماندن نزد مادر و خواهرش میکند و از رفتن به پرورشگاه بسیار ناراحت و دلگیر است اما به تدریج به هم اتاقیهای خود که ۴ دختر هم سن و سال او هستند، وابسته شده و از آن به بعد این وابستگی هیچگاه کمرنگ نمیشود.
خلاصه داستان: میشل استروگف نام سریالی ماجرایی و غمانگیز میباشد که توسط ژان پی یر دکور ساخته شده است. این سریال برگرفته از رمانی به همین نام نوشته ژول ورن می باشد. میشل استروگف ، قهرمان داستان ، که فرمانده ارتباطات تزار است ، مامور میشود که پیام مهمی را به شهر دورافتاده ایرکوتسک در سیبری شرقی برساند ، که برادر تزار برای بازرسی به آنجا رفته است. بر اثر تحریکات شخصی به نام ایوان اوگارف ، افسر سابق گارد امپراتور که خلع درجه شده و در صدد انتقام جویی است ، قبایل تاتار شورش کرده و پادگان ایرکوتسک را در معرض تهدید قرار دادهاند. حوادث غیرعادی و فراز و نشیبهایی که میشل استروگف طی این سفر از میان دشتهای پهناور سیبری و در راه مبارزه با اوگارف با آنها مواجه میشود ، موضوع صحنههای هیجان انگیز قرار میگیرد ، از جمله صحنهای که در آن قهرمان رمان به چنگ ایوان میافتد و…
خلاصه داستان: خانواده هان هه نسل هاست که نفرین شده اند. این نفرین باعث می شود که او پس از بوسیده شدن، به مدت شش ساعت در نیمه شب تبدیل به سگ شود. پس از آن او دوباره به ظاهر اولیه خود برمیگردد؛ اما این رویه تا زمانی که بوسه دوم را در ظاهر سگی خود دریافت نکند، ادامه میابد. در این میان هان هه تصادفی پسری را می بوسد که از سگ ها می ترسد…
خلاصه داستان: قاضی هیل به علت فشار نخست وزیر برای تبرئه کردن متهمان یک پرونده به میلتون مهاجرت می کند. میلتون یک شهر صنعتی است که کارخانه های پارچه بافی بزرگی در آن قرار دارد. صاحبان این کارخانه ها علناً کارگرانشان را استثمار می کنند. قاضی هیل دختری به نام مارگارت دارد. مارگارت در اولین برخورد با صاحبان یکی از کارخانه ها به نام آقای تورنتون به عمق شقاوت او پی می برد، اما آقای تورنتون به او علاقه مند می شود و سعی دارد که دیر یا زود از خانم مارگارت خواستگاری کند. اما با توجه به جو پارچه بافی روابط آنها تیره تر می شود…
خلاصه داستان: یومی (Kim Go Eun) یک کارمند معمولی است. داستان اغلب بین زندگی واقعی یومی و درون ذهن او جایی که سلول ها مشغول فعالیتند، در جریان است. هر کدام از سلول ها نشان دهنده احساسات مختلف مانند عشق، خشونت، عقلانیت، خوب و بد است…
خلاصه داستان: هاری در لباس مبدل به عنوان دوستش در یک قرار ملاقات کور ظاهر می شود تا او را بترساند. اما وقتی معلوم شد که او مدیر عامل او است - و پیشنهادی ارائه می دهد، نقشه ها به هم می ریزد.شین ها ری مجرد است. او مدت زیادی است که روی یک نفر کراش دارد اما بعد متوجه می شود که کراش او نامزد دارد. یک روز دوستش، جین یونگ سو، از او میخواهد که به یک قرار از پیش تعیین شده برود و خودش را جای او معرفی کند…