خلاصه داستان: ویلیام هتفیلد و رندال مک کوی، دو دوست صمیمی و هم رزم در جنگ داخلی آمریکا به خانه بازمیگردند که در واقع هتفیلدها در یک سوی مرز ویرجینیای غربی و مک کویها در آن سوی مرز ریور تاگ در کنتاکی هستند و در عین حال که همسایه هستند، در دو ایالت جدا زندگی میکنند. بر اثر برخی از درگیریهای کوچک میان دو ...
خلاصه داستان: این سریال، داستان یک جراح مغز و اعصاب به نام لی کانگ را روایت می کند که قبلاً رویای تبدیل شدن به یک آشپز حرفه ای را در سر می پرورانده است، اما دست سرنوشت او را در مسیر دیگری قرار داده و...
خلاصه داستان: سریال Away داستان حماسهای عاشقانه و در عین حال هیجانی از نهایت تلاش انسان برای زنده ماندن را روایت میکند. اِما گرین، فضانورد آمریکایی است که در اولین مأموریت فرستادن انسان به مریخ، رهبری این تیم را بر عهده میگیرد و بهدنبال این انتخاب، او مجبور به ترک شوهر و دختر نوجوانش است که در این دوره بیشتر از هر زمان دیگری به وی نیاز دارند. مأموریت اِما گرین بسیار سخت و طاقتفرسا خواهد بود و...
خلاصه داستان: “بو یونگ جو” یک جراح مشهور که همه اونو به اسم “دست خدا” میشناختند یهو و بدون اینکه کسی بدونه تصمیم میگیره در یک شهر کوچک و به دور از بقیه زندگی کنه او که از این نوع زندگیش راضیه ، چند تا دکتر جوون تر رو ملاقات میکنه و راهنمای اونا توی زندگی میشه…
خلاصه داستان: آرایشگاه زیبایی زهرا بهشتی برای زنانی است که می خواهند خود را شاد کنند یا از مشکلات زندگی فرار کنند ، اما یک اتفاق غیرمنتظره صاحب سالن را با مرد جوانی به نام انس مرتبط می کند.
خلاصه داستان: چا یو هان دکتر بیهوشی نابغه ای است که به سبب نبوغ فراوانش شخصیتی بسیار متکبر دارد؛ اغلب به او لقب دکتر “ده ثانیه ای” داده اند چرا که میتواند بیماری شخص را سریعا بیابد! برخلاف او کانگ شی یونگ که در همان مرکز بیهوشی کار می کند شخصیتی بسیار گرم و ذهنی هوشمند دارد و با دقت به بیماران خود گوش می دهد. افراد با درد حاد یا مزمن مرموز به بیمارستان می آیند و در آنجا چا یو هان و کانگ شی یونگ سعی می کنند علل دردشان را پیدا کنند…
خلاصه داستان: در سریال کلاغ کوزگون و دیلا بچه های دو تا دوست پلیس هستن که پدر دیلا به پدر کوزگون خیانت میکند و پدر کوزگون بخاطر اون به زندان میافتد و کشته میشه و کوزگون و دیلا هم که دوست بودن از هم دور میافتن.
خلاصه داستان: گل جمال و گل اندام، دو خواهر و برادری هستند که مادرشان در کودکی آنها را ترک کرد تا با مرد دیگری فرار کند و با رفتن مادرشان زندگی آنها از هم پاشید
این خواهر و برادر که در سختی بزرگ می شوند، پس از سال ها به بورسا بازمی گردند و تنها هدف گل جمال انتقام گرفتن از مادرش است
گل جمال مردی قوی و بی رحم است که بی مادری خود را در زخم کودکی اش پنهان می کند و هرگز آن زخم را نمی بندد اما در این میان عاشق دختر خوانده اش می شود و یک داستان عاشقانه را رقم میزند