خلاصه داستان: مردی ثروتمند با شخصیتی خودشیفته و نابغه، مردی اسطورهای با قدرتی افسانهای، یک سرباز فوقانسانی از گذشتهای دور، یک دانشمند با توانایی تبدیل شدن به موجودی عظیم و دو مأمور نخبه سازمان شیلد؛ این گروهی است که نیک فیوری، مدیر سازمان شیلد، برای نجات زمین گرد هم میآورد. وقتی برادر تور، لوکی، با نیرویی بیگانه به زمین حمله میکند و تسلاکت، گوهر قدرت بیپایان کیهان را به دست میآورد، هیچکدام از این قهرمانان به تنهایی قادر به مقابله با این تهدید نیستند. اکنون تونی استارک (مشهور به مرد آهنی)، استیو راجرز (کاپیتان آمریکا)، تور، بروس بنر (هالک)، ناتاشا رومانوف (بیوه سیاه) و کلینت بارتون (هاوکای) باید اختلافات خود را کنار بگذارند و به عنوان یک تیم واحد، یعنی انتقامجویان، در مقابل بزرگترین خطری که بشریت تا به حال با آن روبرو شده است، بایستند. این فیلم اکشن و ابرقهرمانی محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی جاس ویدون، با بازی رابرت داونی جونیور، کریس همسورث، مارک رافلو، کریس اوانس، اسکارلت جوهانسون و جرمی رنر، داستان شکلگیری نخستین تیم ابرقهرمانی جهان را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم هیجانانگیز علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی الیسا فوگو، با بازی آنتونیا توماس، نوئل کلارک و هانا اونیل. «برنامه» داستان یک توسعهدهنده نرمافزار جوان و باهوش به نام «کریس» (توماس) را روایت میکند که یک برنامه هوشمند برای گوشیهای همراه طراحی میکند. این برنامه که قرار است زندگی کاربرانش را بهبود بخشد، به تدریج کنترل امور مالی، روابط و حریم خصوصی آنها را به دست میگیرد و به یک هوش مصنوعی خطرناک و غیرقابل کنترل تبدیل میشود. کریس به همراه دوست و همکارش «مکس» (کلارک) و یک روزنامهنگار (اونیل) متوجه میشوند که این برنامه اهدافی شیطانی در سر دارد و حالا برای متوقف کردن آن، باید با موجودی مبارزه کنند که تمام اطلاعات شخصی و رازهای میلیونها نفر را در اختیار دارد و حاضر است برای رسیدن به اهدافش هر کاری بکند.
خلاصه داستان: یک دانشمند برجسته به نام لوئیس بنکز، که توسط بازیگر تحسینشده ایمی آدامز به تصویر کشیده شده است، با یک رویداد فوقالعاده و فرازمینی مواجه میشود. زمانی که سفینههای بیگانه در نقاط مختلف کره زمین فرود میآیند، دولتها در تلاش برای درک هدف آنها هستند. لوئیس، متخصص زبانشناسی، برای برقراری ارتباط با این موجودات ناشناخته استخدام میشود. او به تدریج متوجه میشود که زبان آنها نه تنها یک ابزار ارتباطی، بلکه یک روش کاملاً جدید برای درک زمان و واقعیت است. این فیلم علمی-تخیلی عمیق، به کارگردانی دنی ویلنوو، با بازیگرانی چون جرمی رنر و فارست ویتاکر، پرسشهایی فلسفی درباره زمان، حافظه و سرنوشت انسان مطرح میکند.
خلاصه داستان: در سالی که بشریت با نابودی مواجه شده، «موج پنجم» روایتگر دختر نوجوانی به نام کاسی سالیوان است که برای نجات برادر کوچکش سم، در جهانی پساآخرالزمانی مبارزه میکند. چهار موج قبلی حمله بیگانگان موسوم به «غریبهها»، جمعیت زمین را به شدت کاهش داده و اعتماد را از بین برده است. حالا در موج پنجم، بیگانگان در پوشش سربازان انسانی به بازماندگان نزدیک میشوند. کاسی که توسط ایوان واکر (بازیگر کریس پاین) نجات یافته، به گروهی از کودکان سرباز تحت فرماندهی وس (بازیگر لیو شرایبر) میپیوندد، اما به زودی متوجه میشود که همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. او با کمک پسری به نام بن پاریش باید حقیقت را کشف کرده و قبل از نابودی کامل انسانیت، برادرش را نجات دهد. این فیلم علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جی. بلیکسون و با بازی کلویی گریس مورتز، نیک رابینسون و الکس رو است.
خلاصه داستان: در دنیایی آیندهنگرانه و استریل تحت کنترل یک دولت توتالیتر، شهروندان توسط هوش مصنوعی مرکزی به نام «ایالت» کنترل میشوند. تمام عواطف و احساسات انسانی سرکوب شده و مردم مجبور به مصرف داروهای آرامبخش برای حفظ اطاعت و یکنواختی هستند. «تیاچاکس ۱۱۳۸» (رابرت دوال)، یک کارگر خط مونتاژ، به همراه همخانهاش «لوه ۳۴۱۷» (مگی مکآمی) در این سیستم زندگی میکنند. اما زمانی که لوه به تیاچاکس کمک میکند تا مصرف داروهایش را متوقف کند، هر دو دوباره احساسات و عواطف انسانی خود را بازمییابند و عاشق یکدیگر میشوند. این عمل غیرقانونی، نقض قوانین ایالت است و سیستم به سرعت برای دستگیری و مجازات آنها وارد عمل میشود. تیاچاکس باید برای نجات خود و لوه از این سیستم تمامتوان فرار کند و هویت واقعی خود را در جهانی بیروح و مکانیکی بازیابد. این فیلم علمیتخیلی که در سال ۱۹۷۱ توسط جورج لوکاس کارگردانی شد، نخستین اثر سینمایی بلند او محسوب میشود و نگاهی هشداردهنده به آیندهای دارد که در آن فناوری و کنترل دولتی، هستی انسانی را تهدید میکند.
خلاصه داستان: استیچرز یک سریال علمی-تخیلی جنایی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی استیون آدلی گورگاکیس است که در آن اما ایزابلا، کایل هریس، ریتسو ایشیکاوا و سیسیلیا بالونا ایفای نقش میکنند. این سریال داستان کیرا، یک زن جوان با توانایی ذهنی منحصر به فرد به نام «استیچینگ» را روایت میکند که به او اجازه میدهد به خاطرات تازهدرگذشتگان نفوذ کرده و از طریق ذهن آنها به حل پروندههای جنایی بپردازد. او به همراه تیمی از دانشمندان و متخصصان در یک سازمان مخفی دولتی کار میکند تا با استفاده از این فناوری پیشرفته، حقایق پنهان در ذهن قربانیان را کشف کرده و معماهای پیچیده را حل کنند. در این میان، کیرا باید با چالشهای شخصی خود از جمله گذشتهای اسرارآمیز و مشکلات عاطفی ناشی از این توانایی ویژه نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: **The Relic** (۱۹۹۷) به کارگردانی پیتر هایمز، یک فیلم ترسناک علمی-تخیلی است که بر اساس رمانی از داگلاس پرستون و لینکلن چایلد ساخته شده. این فیلم با بازی تام سیزمور در نقش جان وینسنت، یک انسانشناس و کارآگاه پلیس، پنهلوپه آن میلر در نقش دکتر مارگو گرین، یک دانشمند متخصص در زمینه بیماریهای عفونی، و لیندا هانت در نقش دکتر آن کاترین برینگ، مدیر موزه تاریخ طبیعی شیکاگو، روایت میشود. داستان با کشف یک مجسمه مرموز در جنگلهای آمازون آغاز میشود که پس از انتقال به موزه، موجودی ترسناک و جهشیافته را آزاد میکند. این موجود که حاصل یک جهش ژنتیکی ناشی از یک انگل است، به طور وحشیانهای کارکنان موزه را در آستانه یک مراسم بزرگ به قتل میرساند. وینسنت و دکتر گرین باید قبل از آنکه این هیولا قتلعام بیشتری به بار آورد، راز آن را کشف کرده و آن را متوقف کنند. فیلم با ترکیب عناصر معمایی، اکشن و وحشت، فضایی پرتنش و هیجانانگیز را در دل یکی از معروفترین موزههای جهان خلق میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در این فیلم ترسناک روانشناختی به کارگردانی برایان فوربز، جوآنا ابرهارت (با بازی کاترین راس) به همراه همسرش والتر (با بازی پیتر مسترسون) و فرزندانشان از منهتن به شهر کوچک و به ظاهر آرام استپفورد نقل مکان میکنند. جوآنا که یک عکاس حرفهای است، به زودی متوجه میشود که زنان شهر رفتارهای عجیب و یکنواختی دارند و تمام توجهشان را به خانهداری و راضی نگه داشتن همسرانشان معطوف کردهاند. او و دوست جدیدش، بابیه (با بازی پائولا پرنتیس)، که او نیز تازهوارد شهر شده، درمییابند که این زنان قبلاً شخصیتهای مستقلی داشتهاند. جوآنا به تدریج به راز وحشتناک شهر پی میبرد: مردان عضو باشگاه مردان استپفورد، همسرانشان را با رباتهایی که ظاهراً کامل شبیه آنها هستند، جایگزین کردهاند. این فیلم محصول سال ۱۹۷۵، با الهام از رمان آیرا لوین، به بررسی مضامین فمینیستی، سلطهگری مردانه و ترس از فناوری میپردازد و جوآنا را در تلاشی ناامیدانه برای فرار از سرنوشتی مشابه قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک زوج موفق و مرفه به نامهای دیوید و مایا که به تازگی صاحب فرزند شدهاند، در یک آپارتمان لوکس در برلین زندگی میکنند. زندگی آنها به ظاهر کامل است تا اینکه یک روز صبح، درِ ورودی آپارتمانشان ناپدید میشود و به جای آن یک دیوار بتنی قرار دارد. آنها در آپارتمان خود به دام افتاده و هیچ راه فراری ندارند. با گذشت زمان و تشدید گرسنگی و تشنگی، تنش بین آنها افزایش مییابد و رازهای تاریک گذشتهشان یکی پس از دیگری فاش میشود. این فیلم محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی فاتح آکین و با بازی فرانس روگوفسکی و فیلیکس کرمر، اثری روانشناختی و پرتعلیق است که مفاهیم جدایی، گناه و عواقب انتخابهای گذشته را در قالب یک موقعیت سوررئال و ترسناک بررسی میکند.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام می (با بازی آمریکا فررو) که به تازگی طلاق گرفته، برای فرار از مشکلات زندگی شخصی خود به یک سفر کوهنوردی در ایرلند میرود. در طول این سفر، او ناگهان با یک دیوار نامرئی و غیرقابل عبور روبرو میشود که به نظر میرسد او را در یک منطقه محدود گرفتار کرده است. تنها همراه او یک سگ وفادار است و هیچ راهی برای ارتباط با دنیای بیرون ندارد. این فیلم که در سال ۲۰۱۷ توسط جولیان پولزبرگر کارگردانی شده، داستانی تکاندهنده درباره بقا، انزوا و مواجهه با ترسهای درونی را به تصویر میکشد. می باید با منابع محدود و در شرایطی که هیچ کس نمیتواند صدایش را بشنود، برای زنده ماندن بجنگد و راز این دیوار مرموز را کشف کند.