خلاصه داستان: فیلم آلفاویل ساخته ژان-لوک گدار در سال ۱۹۶۵، با بازی ادی کانستانتین در نقش لمی کوشن کارآگاه خصوصی آمریکایی و آنا کارینا در نقش ناتاشا، داستان ورود مخفیانه لمی به شهر دیستوپیایی آلفاویل را روایت میکند؛ شهری که توسط ابررایانه آلفا ۶۰ اداره میشود و احساسات انسانی را ممنوع کرده است. لمی مأموریت دارد رهبر شهر را نابود کند و در این مسیر با ناتاشا آشنا میشود که به تدریج عشق و عواطف را بازمییابد و علیه سیستم قیام میکند.
خلاصه داستان: فیلم «هر چیزی که بخواهی» (۲۰۱۵) به کارگردانی تری گیلیام، با بازی سایمون پگ در نقش نیل، معلم معمولی و عاشق سگش، رابین ویلیامز در صدای موجودات فضایی، کیت وینسلت و جان کلیز، داستان مردی را روایت میکند که توسط شورای کهکشانی بیگانگان قدرت تغییر مطلق هر چیزی را دریافت میکند تا ثابت کند شایسته نجات سیارهاش است؛ نیل با آزمایش این قدرت جادویی بر زندگی روزمره، روابط عاطفی و حتی نجات جهان، ماجراهای خندهداری را تجربه میکند و در نهایت با چالشهای اخلاقی و عاشقانه روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم قرنطینه ۲: ترمینال (۲۰۱۱) به کارگردانی جان پوگ با بازی روبن پل، برین رکانو و جاشوا لئونارد، داستان گروهی از مسافران یک اتوبوس را روایت میکند که پس از ورود به ترمینال یک فرودگاه قرنطینه میشوند؛ جایی که ویروس جهشیافتهای از فیلم قبلی شیوع پیدا کرده و افراد آلوده را به موجودات وحشی و خونخوار تبدیل میکند. مسافران باید در میان هرجومرج، درگیری با زامبیهای خشمگین و نیروهای امنیتی بیرحم برای بقا بجنگند و راه فراری بیابند.
خلاصه داستان: فیلم «دکتر جکیل و آقای هاید» ساخته سال ۱۹۳۱ به کارگردانی روبن مامولیان با بازی خیرهکننده فردریک مارچ در نقش دوگانه دکتر هنری جکیل، پزشک مهربان و محترم، و آقای ادوارد هاید، هیولای وحشی و شرور، داستان دانشمندی جاهطلب را روایت میکند که با آزمایش دارویی نوین بر روی خود، جنبه تاریک و حیوانی وجودش را آزاد میسازد و به تدریج کنترل زندگی دوگانهاش را از دست میدهد، در حالی که عشق به زنی پاکدامن و فشارهای اخلاقی جامعه او را به سوی نابودی میکشاند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۳، فیلم «جی.آی. جو: انتقام» به کارگردانی جان ام. چو با بازی چانینگ تیتوم در نقش دوک، دواین جانسون در نقش رودبلوک، بروس ویلیس در نقش ژنرال جو کلتن و آدریان بالیکی در نقش لیدی جِی، ادامهی حماسی ماجراجوییهای تیم نخبه نیروهای ویژه جی.آی. جو را روایت میکند؛ پس از نابودی ظاهری کبرا، تیم توسط دشمنان فریبخورده و قربانی حملهای مرگبار میشود، اما بازماندگان با کمک ژنرال بازنشسته و سلاحهای پیشرفته برای انتقامگیری از توطئهای جهانی که رئیسجمهور ایالات متحده را تهدید میکند، متحد شده و نبردی نفسگیر را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: فیلم ژاپنی «صورت دیگری» به کارگردانی هیروشی تشیگاهارا در سال ۱۹۶۶، با بازی برجسته تتسویا ناکادای در نقش مردی که صورتش در انفجار به شدت آسیب دیده، داستان عمیقی از هویت و روابط انسانی روایت میکند. جراح پلاستیک برای او ماسکی کاملاً واقعی میسازد که اجازه میدهد با چهرهای نو وارد جامعه شود و روابطش با همسر بیتفاوتش را بازسازی کند، اما این تغییر ظاهری به تدریج مرزهای میان واقعیت و فریب را محو کرده و او را به سوی بحرانهای روانی و اخلاقی سوق میدهد، در حالی که موازی با آن، داستان زوجی جوان نیز به کاوش در تنهایی و ارتباط انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «من، فرانکنشتاین» (۲۰۱۴) به کارگردانی استوارت بیتی با بازی آرون اکهارت در نقش آدم، هیولای جاودان فرانکنشتاین، یوون استراهوفسکی و بیل نای، داستان آدمی را روایت میکند که پس از قتل خالقش ویکتور فرانکنشتاین و دو قرن جنگ تن به تن با شیاطین، وارد نبردی حماسی میان فرشتگان نگهبان و لشکر شیاطین میشود؛ جایی که شیاطین با استفاده از دانش احیای مردگان، تهدیدی برای بشریت ایجاد میکنند و آدم باید سرنوشت خود را در این جنگ تعیین کند.
خلاصه داستان: روز استقلال: بازگشت (۲۰۱۶)، به کارگردانی رولاند امریش با بازی جف گلدبلوم در نقش دیوید لویتوپ، لیام همسورث، بیل پولمان، مایکا مونرو و ویولا دیویس، دنبالهای حماسی بر فیلم پرفروش روز استقلال است. بیست سال پس از نابودی ناوگان بیگانگان توسط بشریت، موجودات فضایی با فناوری پیشرفتهتر و تهدیدی ویرانگر بازمیگردند و زمین را هدف قرار میدهند؛ قهرمانان قدیمی و نسل جدید باید با همکاری جهانی، از جمله کشف فناوری بیگانگان، برای نجات سیاره متحد شوند و نبردی نفسگیر را آغاز کنند.
خلاصه داستان: انیمیشن «جنگهای زو» یک ماجراجویی خانوادگی است که داستان حیوانات را در جنگ با بیگانگان روایت میکند. منتقدان انیمیشنهای رنگارنگ، طنز و پیامهای دوستی را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم خانوادگی سرگرمکننده توصیف کردهاند که با لحظات ماجراجویانه، حس شادی و اتحاد را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «رحم» یک درام علمی-تخیلی است که داستان ربکا را روایت میکند که عشق گمشدهاش را کلون میکند. منتقدان روایت عمیق، بازیهای اوا گرین و متیو اسمیت، و کاوش اخلاق را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم تأملبرانگیز توصیف کردهاند که با لحظات عاطفی، حس عشق و اخلاق را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.