خلاصه داستان: سرزمین عجایب یک سرویس تماس تصویری است که به کاربران کمک می کند تا با استفاده از هوش مصنوعی با افراد متوفی دوباره تعامل داشته باشند. این فیلم داستان افرادی است که از این سرویس استفاده می کنند…
خلاصه داستان: اژدهای کومودو با مهندسی ژنتیک تبدیل به موجوداتی عظیم الجثه شده اند که در یک جزیره دورافتاده استوایی مردم را شکار می کنند. گروه کوچکی از دانشمندان باید قبل از فرار اژدهاها از جزیره و نابودی بقیه جهان، جلوی آن ها را بگیرند...
خلاصه داستان: پيتر پارکر هنوز براي روزنامه ي ديلي باگل کار مي کند و هنوز آماده است تا در قالب اسپايدر من به کمک مردم بشتابد. تا اين که يک توده ي سياه رنگ ماوراي زميني خود را به بدن او مي چسباند و پيتر را متوجه نيمه ي تاريک وجودش مي کند. به اين ترتيب يک اسپايدر من خشن و بي رحم پا به عرصه مي گذارد...
خلاصه داستان: یک نوجوان دبیرستانی خجالتی و ترسو بعد از اینکه توسط یک عنکبوت جهش یافته گزیده میشود، خصوصیاتی همانند عنکبوت ها در بدن خود مشاهده می کند. بعد از حادثه غم انگیزی که برای خانواده اش رخ می دهد، او تصمیم می گیرد از این توانایی های منحصر به فردش، همانند قهرمانها در مقابل انسان های شرور استفاده کند.
خلاصه داستان: پيتر پارکر خود را از فعاليت هاي نجات بخش کنار کشيده و با زحمت درسش را در دانشگاه کلمبيا ادامه مي دهد و کما کان به عنوان عکاسي نيمه وقت براي روزنامه ي ديلي با گل کار مي کند. تا اين که ناچار مي شود براي مقابله با تهديدات دانشمند ديوانه اي به نام nکتر اکتاويوس وارد عمل شود...
خلاصه داستان: داستان سریال درباره عده ای غریبه است که باید برای زنده ماندن تلاش کنند در حالی که سفینه اشان به سوی یک سیاره ناشناخته و دورافتاده در حرکت است…
خلاصه داستان: مکس مامور پلیس سابق، اکنون یک مرد آواره تنهاست که در سرزمین های استرالیا که به بیابانی خشک تبدیل شده سفر میکند. تنها هدف او زنده ماندن است تا اینکه به گروه کوچکی از مردم بی دفاع بر می خورد که توسط یک دسته موتور سوار مورد آزار و اذیت قرار می گیرند و تصمیم می گیرد به آن ها کمک کند...
خلاصه داستان: زمان آینده. نایت رایدر، سردسته ی روان پریش گروهی موتور سیکلت سوار هنگام تعقیب پلیس تصادف می کند و کشته می شود. مکس راکاتانسکی، مأمور کارآمد پلیس با ترغیب رئیسش، مکافیاز استعفا منصرف می شود و با رفیقش جیم گوس کارشان را شروع می کنند...
خلاصه داستان: دو جوان کند ذهن و احمق بعد از شبی خوش گذرانی در پارتی، صبح از خواب بیدار می شوند و یادشان نمی آید که ماشین شان را کجا پارک کرده اند، و از اینجا ماجراهای متعددی برایشان پیش می آید …