خلاصه داستان: عباس کیارستمی، کارگردان نامدار سینمای ایران، در این مستندِ تأملبرانگیز، مخاطب را به سفری بصری و فلسفی در جادههای روستایی توسکانای ایتالیا میبرد. دوربین ثابت او، که به سبک منحصربهفردش، از داخل خودرو به بیرون مینگرد، مناظر آرام، درختان سرسبز و جادههای خالی از سکنه را ثبت میکند. این تصاویرِ به ظاهر ساده، با صدای محیطیِ غنی از آواز پرندگان و وزش باد، فضایی مدیتیشنگونه و عمیقاً شاعرانه خلق میکنند. کیارستمی در «جادههای کیارستمی» (۲۰۰۵)، مرزهای مستند و هنرهای تجسمی را در هم میآمیزد و از هر نما، تابلویی زنده و متحرک میسازد که مخاطب را به تأملی عمیق دربارهٔ طبیعت، زمان و زیباییهای نهفته در سکوت و سادگی دعوت میکند.
خلاصه داستان: یک کارگردان مشهور هالیوود برای ساخت فیلمی درباره یک قاتل زنجیرهای مرموز، با یک کارآگاه سابق که اکنون به عنوان مشاور پلیس فعالیت میکند، همکاری میکند. او برای خلق یک اثر واقعی و باورپذیر، تصمیم میگیرد تا زندگی این کارآگاه را زیر نظر بگیرد و از جزئیات شخصی و حرفهای او برای شخصیتپردازی فیلمش استفاده کند. اما این همکاری به زودی به یک کابوس تبدیل میشود؛ کارگردان که به نظر میرسد بیش از حد در نقش خود غرق شده، شروع به تقلید از رفتارهای قاتل میکند و مرزهای بین واقعیت و خیال به تدریج محو میشوند. این فیلم روانشناختی و دلهرهآور محصول سال ۱۹۹۸، به کارگردانی ریچارد کالی و با بازیگری درخشان کیانو ریوز، هیوگ گرانت و سارا جسیکا پارکر، مخاطب را در یک بازی پیچیده ذهنی غرق میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در این انیمیشن کوتاه از مجموعه داستان اسباببازیها، زمانی که بانی در یک رستوران فستفود مشغول غذا خوردن است، باز (وودی) به طور تصادفی با یک اسباببازی تبلیغاتی کوچک به نام مینی باز جایگزین میشود. مینی باز که بسیار کوچک و پرحرف است، به گروه بازیهای بانی میپیوندد و به زودی همه را کلافه میکند. در همین حال، وودی در داخل رستوران با گروهی از اسباببازیهای گمشده و فراموششده روبرو میشود که در جلسهای شبیه به گروههای حمایتی شرکت میکنند. این انیمیشن کوتاه محصول سال ۲۰۱۱ است و توسط انگوس مکلین کارگردانی شده و صداپیشگان اصلی آن تام هنکس، تیم آلن و جوئل مکهیل هستند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم کوتاه «شوک» (Shok) محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی جیمی دانکن، داستان دو پسر جوان کوزوویی به نامهای پتیت و اوکی را روایت میکند که در بحبوحه جنگ کوزوو در سال ۱۹۹۸ زندگی میکنند. این دو دوست که عشق مشترکی به دوچرخه سواری دارند، در شرایطی که خشونت و درگیریهای قومی روز به روز بیشتر میشود، سعی میکنند زندگی عادی خود را حفظ کنند. زمانی که اوکی یک دوچرخه زیبا به دست میآورد، این دوستی عمیق تحت فشار قرار میگیرد. فیلم با نگاهی انسانی و تکاندهنده، تأثیرات ویرانگر جنگ را بر زندگی کودکان و خانوادهها به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه شرایط جنگی میتواند حتی قویترین روابط انسانی را تحت تأثیر قرار دهد. این فیلم کوتاه در سال ۲۰۱۶ نامزد دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه زنده شد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کاسپر، شاعری دانمارکی که از فقدان الهام رنج میبرد، به سفری به نروژ میرود تا با نویسنده مشهور، زیگورد اولسن، ملاقات کند. در طول مسیر، او با زیبایی طبیعت و آداب و رسوم محلی روبرو میشود و در نهایت با زنی به نام اینگبورگ آشنا میشود که عشق او را برمیانگیزد. این فیلم کوتاه انیمیشن که توسط توریل کووه برگردانده شده، با روایتی شاعرانه و تصاویر زیبا، داستانی درباره عشق، سرنوشت و تأثیر رویدادهای کوچک بر زندگی انسانها را به تصویر میکشد و جایزه اسکار بهترین فیلم کوتاه انیمیشن در سال ۲۰۰۷ را از آن خود کرد.
خلاصه داستان: این انیمیشن کوتاه استرالیایی به کارگردانی اندرو روهمنت و تیم مینچین، بر پایه کتاب تصویری مشهور شاون تن ساخته شده است. داستان در شهری خاکستری و یکنواخت روایت میشود که در آن مردی جوان به نام شاون در ساحل، شیء عجیب و غریبی را پیدا میکند؛ موجودی قرمز رنگ با ظاهری مکانیکی که به نظر میرسد گم شده است. شاون تلاش میکند تا صاحب این موجود را پیدا کند، اما هیچکس در شهر به آن توجهی نمیکند و همه چنان درگیر کارهای روزمره خود هستند. او که نمیتواند این موجود را تنها رها کند، تصمیم میگیرد تا جایی را پیدا کند که این شیء گمشده به آن تعلق دارد؛ سفری که او را به دنیایی پر از رنگ و شگفتی میبرد و در نهایت، مفهوم تعلق و پذیرش تفاوتها را به تصویر میکشد. این فیلم که در سال ۲۰۱۰ منتشر شد، با تکنیک استاپ موشن و جلوههای بصری خیرهکننده خود، جایزه اسکار بهترین انیمیشن کوتاه را از آن خود کرد و به عنوان یکی از آثار برجسته انیمیشن استرالیا شناخته میشود.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه علمی-تخیلی و ذهنی به کارگردانی کالین لوی، ریاضیدانی به نام دکتر هایم را به تصویر میکشد که در یک آسایشگاه روانی بستری است و ادعا میکند بین اعداد ۳ و ۴ یک عدد مخفی دیگر به نام «۳.۱» کشف کرده است. او که توسط همکار سابقش دکتر اشنایدر مورد ارزیابی قرار میگیرد، تلاش میکند حقیقت اکتشاف انقلابی خود را ثابت کند، اما هیچکس حرفهای او را باور نمیکند. دکتر هایم که در مرز میان نبوغ و جنون قرار دارد، درگیر یک معمای فلسفی و ریاضی میشود که واقعیت و توهم را به چالش میکشد و مخاطب را به تفکر در مورد ماهیت دانش و محدودیتهای درک انسانی وا میدارد.
خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام بنجامین که به تازگی از دانشگاه فارغالتحصیل شده، در جستجوی کار است. او با ارسال رزومه به شرکتهای مختلف، امیدوار به یافتن شغل رویایی خود است. اما در دنیای رقابتی امروز، بنجامین متوجه میشود که تنها مهارتهای فنی کافی نیستند و او باید یاد بگیرد که چگونه در محیط کار حرفهای رفتار کند و ظاهری مناسب داشته باشد. این فیلم کوتاه که در سال ۲۰۰۲ توسط کارگردانان تازهکار ساخته شد، داستانی طنزآمیز و مینیمال را روایت میکند که به اهمیت ظاهر و تأثیر آن در اولین برخوردها میپردازد. فیلم با بازی الکساندر پینو و کارگردانی مشترک او با هیپولیت دوردی و روماین پینو، نگاهی کمدی به چالشهای ورود به دنیای کار دارد.
خلاصه داستان: **The Adventurer** یک فیلم صامت کمدی کلاسیک محصول سال ۱۹۱۷ آمریکا به کارگردانی و بازیگری چارلی چاپلین است. این فیلم کوتاه که یکی از محبوبترین آثار دوره میانی کارنامه چاپلین محسوب میشود، داستان فراری به نام چارلی را روایت میکند که از زندان فرار کرده و در ساحل با زنی جوان و مادرش ثروتمندش آشنا میشود. هنگامی که هر سه در دریا در حال غرق شدن هستند، چارلی آنها را نجات میدهد و به همین دلیل مورد لطف خانواده ثروتمند قرار میگیرد. اما حضور او در مهمانی مجلل آنها با ورود یک رقیب عشقی و تلاش مأموران زندان برای دستگیریاش، موقعیتهای کمدی بیشماری را ایجاد میکند. چاپلین در این فیلم با حرکات موزون و پانتومیم استادانه خود، طنز موقعیت را به اوج میرساند و اثری ماندگار در تاریخ سینما خلق کرده است.
خلاصه داستان: خانم بودِه خندان (The Smiling Madame Beudet) یک فیلم صامت فرانسوی کوتاه به کارگردانی ژرمن دولاک است که در سال ۱۹۲۳ ساخته شد. این اثر که یکی از اولین نمونههای سینمای فمینیستی به شمار میرود، داستان زندگی خانم بوده، زنی در یک ازدواج ناخوشایند و خستهکننده در یک شهر کوچک را روایت میکند. همسر او، آقای بوده، فردی خودخواه و سطحی است که دائماً با حرکات مسخرهاش همسرش را آزار میدهد. زندگی یکنواخت و ملالآور خانم بوده، با رویاها و تخیلاتش شکسته میشود؛ او خود را در موقعیتهای رمانتیک و فرار از زندگی واقعی تصور میکند. نقطه اوج داستان زمانی است که آقای بوده یک اسلحه را به عنوان وسیلهای برای خودکشی نمایشی در خانه قرار میدهد. این اسلحه به نمادی از خیانت و نفرت تبدیل شده و در نهایت، در یک صحنه نمادین، خانم بوده تصمیم میگیرد از آن برای پایان دادن به رنجهایش استفاده کند. این فیلم با بهرهگیری از نمادگرایی و سینماتوگرافی خلاقانه، به بررسی عمیق روانشناسی یک زن در بند و آرزوهای سرکوبشده او میپردازد.