خلاصه داستان: فیلم سینمایی «در جستجوی خوشبختی» داستان واقعی کریس گاردنر را روایت میکند که در سال ۱۹۸۱ در سان فرانسیسکو با مشکلات مالی شدیدی دست و پنجه نرم میکند. او که فروشنده دستگاههای اسکن استخوان پزشکی است، با همسر و پسرش زندگی میکند اما درآمد کافی برای پرداخت اجاره و قبوض ندارد. همسرش او را ترک میکند و کریس و پسرش کریستوفر بیخانمان میشوند. او برای به دست آوردن شغل در یک شرکت کارگزاری سهام تلاش میکند و در یک دوره کارآموزی رایگان شرکت میکند که در آن تنها یک نفر استخدام میشود. در طول این دوره، او و پسرش مجبور میشوند در پناهگاههای بیخانمان، اتوبوسها و حتی دستشوییهای عمومی بخوابند. با این حال، کریس با پشتکار، هوش و امید فراوان، تمام مشکلات را پشت سر میگذارد و در نهایت شغل رویایی خود را به دست میآورد و راه را برای آیندهای بهتر برای خود و پسرش هموار میکند.
خلاصه داستان: فیلم «روز بینیقرمز» (Red Nose Day Actually) یک فیلم کوتاه عاشقانه و کمدی محصول سال ۲۰۱۷ است که به عنوان بخشی از کمپین خیریه «کمدی رلیف» در بریتانیا ساخته شده است. این فیلم که در واقع دنبالهای کوتاه بر فیلم محبوب «روز عشق» (Love Actually) محسوب میشود، داستان شخصیتهای اصلی فیلم اصلی را پس از گذشت ۱۴ سال دنبال میکند و به سرنوشت آنها در زمان حال میپردازد. در این فیلم کوتاه، بازیگران اصلی فیلم اصلی از جمله هیو گرانت، کالین فرث، لیام نیسون، اما تامپسون، کیرا نایتلی، اندرو لینکلن و بیل نای حضور دارند و نقشهای خود را تکرار میکنند. داستان حول محور اتفاقات و چالشهای زندگی شخصیتها در سال ۲۰۱۷ میگردد، از جمله تلاش دیوید (با بازی هیو گرانت) برای حفظ جایگاهش در دنیای سیاست، جستجوی عشق دوباره مارک (با بازی اندرو لینکلن) برای جولیت (با بازی کیرا نایتلی)، و داستانهای دیگری که با طنز و احساسات همراه است. این فیلم کوتاه با هدف جمعآوری کمکهای مالی برای کودکان نیازمند در سراسر جهان ساخته شده و در روز بینیقرمز (روز جهانی کمک به کودکان) در بریتانیا پخش شد.
خلاصه داستان: فیلم «آوت» داستان مردی به نام فرید را روایت میکند که پس از سالها زندگی در خارج از کشور، برای فروش ملک پدری به ایران بازمیگردد. او در این سفر، با حقایقی تلخ و ناگهانی درباره گذشته خانوادگیاش مواجه میشود که زندگی آرام او را به کلی دگرگون میکند. فرید درگیر ماجرایی پیچیده میشود که او را بین وفاداری به خانواده و افشای حقیقتی سرنوشتساز قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه مستند «بانوی شماره ۶: موسیقی نجاتم داد» داستان زندگی آلیس سامز، یکی از سالمندترین بازماندگان هولوکاست را روایت میکند که در آستانه ۱۱۰ سالگی، در آپارتمان شماره ۶ در لندن زندگی میکند. او که پیانیست و معلم موسیقی بود، معتقد است که موسیقی و خنده، کلیدهای طول عمر و شادکامی او بودهاند و داستانهای شگفتانگیزی از زندگی در وین پیش از جنگ، فرار از نازیها و قدرت هنر برای زنده ماندن در شرایط سخت را با بیننده به اشتراک میگذارد.
خلاصه داستان: پنجشنبهها برای وندی همیشه با پدرش در دفتر کارش میگذرد، اما در تابستان ۱۹۹۱، این نوجوان ۱۵ ساله ساکن حومه شهر هیوستون، با کمک دوستانش، نقشهای برای از دست دادن باکرگیاش میکشد. او در این مسیر با پسران عجیب و غریبی روبرو میشود و با تجربیات ناخوشایند و گاه خندهداری مواجه میشود که همگی در نهایت به کشف عمیقتری از خودش و بلوغ منجر میشود.
خلاصه داستان: در یک محله پایین شهر، سه دوست به نامهای مرجان، مهران و خسرو با نام مستعار «خرا»، درگیر زندگی روزمره و مشکلات اقتصادی هستند. مرجان که از وضعیت موجود خسته شده، به دنبال راهی برای تغییر زندگیاش است و مهران نیز با توجه به شرایط سخت، به فکر مهاجرت است. در این میان، خسرو با وجود رفتارهای عجیب و غریبش، سعی میکند به دوستانش کمک کند. اما وقتی پای یک پول کلان وسط میآید، روابط این سه دوست زیر سؤال میرود و مجبور میشوند بین وفاداری به یکدیگر و رسیدن به منافع شخصی یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: پدر و دختر داستان پدری به نام مایکل را روایت میکند که پس از ارتکاب جرمی در گذشته، مجبور به ترک خانوادهاش شده و دخترش سارا او را مقصر میداند. سالها بعد، مایکل که به دنبال رستگاری است، به شهر بازمیگردد تا رابطهاش را با دخترش که اکنون یک زن جوان مستقل است، ترمیم کند. اما بازگشت او خاطرات تلخی را زنده میکند و سارا را در معرض انتخابی دشوار بین بخشش پدر و محافظت از زندگی جدیدش قرار میدهد، در حالی که خطرات گذشته هنوز آنها را تعقیب میکند.
خلاصه داستان: فیلیپو، پسر جوانی که در یک کارخانه کوچک در حومه رم کار میکند، با دختری به نام آدریانا آشنا میشود و عاشق او میگردد. اما این عشق با مشکل روبرو میشود چون پدر آدریانا، مردی سختگیر و مذهبی، با این رابطه مخالف است. فیلیپو برای جلب رضایت خانواده و اثبات شایستگیاش، دست به اقدامی بزرگ میزند: ساخت یک کلیسای کوچک در روستا. او با کمک دوستانش و با وجود مخالفتها، تلاش میکند تا با ساخت این کلیسا، عشقش را به آدریانا و ایمانش را به خداوند ثابت کند.
خلاصه داستان: فیلم «کوکون» (Cocoon) داستان گروهی از سالمندان ساکن در یک خانه سالمندان است که بهطور اتفاقی با یک سفینه فضایی متروک مواجه میشوند. آنها با آب استخری که توسط بیگانگان پر شده، تماس پیدا میکنند و این آب جادویی باعث جوانسازی و بازگشت انرژی از دسترفتهشان میشود. اما وقتی یکی از بیگانگان به نام آرتور به زمین میآید تا دوستانش را پیدا کند، ماجرا پیچیدهتر میشود. آنها باید بین ماندن در زمین با جوانی و انرژی تازه یا رفتن به سیارهای دیگر که جاودانگی وعده داده، یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک جراح ماهر به نام دکتر کامران که در آستانه ازدواج است، پس از یک تصادف رانندگی شدید، خود را در بدن زنی جوان به نام سارا میبیند. او برای بازگشت به زندگی قبلی خود و نامزدش تلاش میکند، اما در این مسیر با چالشهای پیچیدهای روبرو میشود که هویت واقعی او را زیر سؤال میبرد.