خلاصه داستان: در سال 2025، یک خانواده در تلاش برای نجات جان خود در مقابل موجوداتی مرموز هستند که با صدا شکار میکنند. آنها مجبور میشوند در یک جهان ساکت زندگی کنند تا از دسترس این موجودات خارج بمانند. در این بین، یکی از اعضای خانواده، که ناشنوا است، نقش کلیدی در بقای آنها ایفا میکند.
خلاصه داستان: دکتر کلیو و دکتر وینستون ویلسون، دو خواهر دوقلو هستند که با هم در یک کلینیک تناسب اندام مشترک کار میکنند. آنها در تخصص جراحی زیبایی و جراحی پلاستیک بسیار ماهر هستند و بسیاری از بیماران مشهور را درمان میکنند. اما زندگی آنها به هم میریزد وقتی که یک بیمار جدید وارد کلینیک میشود و باعث میشود روابط آنها با یکدیگر و با جهان پیرامونشان تغییر کند.
خلاصه داستان: یکی از خلبانان نیروی هوایی آمریکا، پس از انتقال یک بمب هستهای در منطقه صحرایی، به طور ناگهانی دستور منحرف کردن هواپیما را صادر میکند و بمب را در جایی مخفی میکند. او با کمک یکی از همکارانش قصد دارد بمب را به گروه تروریستی بفروشد. اما یکی از افسران نیروی هوایی که در حال تعقیب آنهاست، متوجه نقشه آنها میشود و شروع به مبارزه با آنها میکند.
خلاصه داستان: در سال 1995، یک برادر و خواهر جوان در یک روستای کوچک در آمریکا با مشکلات زندگی روزمره و تنشهای خانوادگی مواجه هستند. پس از مرگ پدرشان، برادر بزرگتر مسئولیت مراقبت از خواهر کوچکتر را بر عهده میگیرد. در حالی که هر دو تلاش میکنند تا از مشکلات مالی و اجتماعی عبور کنند، روابط آنها به چالش کشیده میشود و آزمونهایی را تجربه میکنند که باعث میشود ارتباط آنها به یکدیگر تغییر کند.
خلاصه داستان: یک مرد با بیماری فراموشی بیست دقیقهای در تلاش برای انتقام از قاتل عشقش است. داستان فیلم درباره یک مرد جوان و موفق به نام سنجای شیروتا (عامر خان) میگوید که پس از شاهد قتل عشقش آینی (آسین)، دچار بیماری فراموشی بیست دقیقهای میشود. او برای یادآوری وقایع و ادامه انتقامجویی از قاتل، تصاویر و نوشتههایی را بر روی بدنش خالکوبی میکند و با دوربین و دفترچههایی همیشه همراه خود، سعی میکند جزئیات را به خاطر بسپارد.
خلاصه داستان: در ادامه فیلم Creep، یک فیلمساز جوان به نام سارا با یک مرد مرموز به نام آرون ملاقات میکند که ادعا میکند یک قاتل سریال است. سارا تصمیم میگیرد تا یک مستند از زندگی آرون تهیه کند، اما به سرعت به درک میرسد که او با یک شخصیت خطرناک و غیرقابل پیشبینی طرف است. روابط بین آنها به تدریج پیچیدهتر میشود و سارا مجبور میشود با ترس و شک خود مقابله کند تا از آرون در امان بماند.
خلاصه داستان: فرانک و پاتریک و تِرِنس سه دوست قدیمی هستند که در یک کارگاه تعمیر موتورهای کوچک در نیو هامپشایر مشغول به کار هستند. زندگی آنها به هم میپیوندد وقتی دختر فرانک، کلوی، با ریلی، پسر جدید در شهر، دوست میشود. اما این دوستی منجر به وقایعی میشود که زندگی همه آنها را به هم میریزد و رازهایی را آشکار میکند که ظاهراً نه برای همه خوشایند است.
خلاصه داستان: در سال 1944، در کمینگاهی در فرانسه، سرباز آمریکاییای به نام "ویولت" با یک جنگنده آلمانی درگیر میشود و پس از کشته شدن همتیمیهایش، تنها باقی میماند. ویولت مجبور میشود با مهارتهای جنگی و شجاعت خود، در مقابل دشمن مقاومت کند و تلاش کند تا زنده بماند و به پایگاه بازگردد.
خلاصه داستان: در دنیای آیندهای که در آن جاودانگی به دست آمده است، یک مرد جوان به دنبال معنای واقعی زندگی در میان جامعهای بیتفاوت و بیروح میگردد. او با مواجه شدن با یک گروه مقاومت سری، آگاهی خود را در مورد هویت و هدفش بیدار میکند و تصمیم میگیرد تا سیستم جاودانگی را به چالش بکشد.
خلاصه داستان: در داستان "خیانت"، یک مامور سابق سیا به نام مایک کریستینسن به طور غیرمنتظره دوباره درگیر بازی جاسوسی میشود. او مجبور میشود با یک گروه از ماموران جدید همکاری کند تا یک شبکه جاسوسی خطرناک را که در حال نفوذ به سیستمهای دولتی آمریکا است، خنثی کند. در حین این ماموریت، مایک با خیانتهایی در درون سازمان خود روبرو میشود که باعث میشود او به یک بازی مرگبار وارد شود تا حفظ کشور و جان خود را تضمین کند. با استفاده از مهارتهای قدیمی و همکاری با تیم جدید، مایک در تلاش است تا این شبکه خطرناک را قبل از اینکه خیلی دیر شود، خنثی کند.