خلاصه داستان: «زمین و آزادی» (۱۹۹۵) به کارگردانی کن لوچ، فیلمی درام و تاریخی است که با بازی ایان هارت، روزانا پاستور و ایسیار بولائین، مبارزات یک کارگر بیکار عضو حزب کمونیست بریتانیا به نام دیوید کار را به تصویر میکشد. او در دهه ۱۹۳۰ برای پیوستن به جنگ داخلی اسپانیا به این کشور میرود و ابتدا قصد دارد به تیپ بینالمللی بپیوندد، اما پس از مدتی به گروهی از شبهنظامیان پوآمیست (حزب کارگران مارکسیست یکپارچه) ملحق میشود. فیلم با تمرکز بر تجربیات شخصی کار، درگیریهای درونی او، عشقش به بلانکا، و کشمکشهای ایدئولوژیک میان گروههای مختلف چپ در جبهه جمهوریخواهان، تصویری انسانی و واقعگرایانه از این مقطع تاریخی ارائه میدهد و تأثیر عمیق جنگ و آرمانخواهی را بر زندگی افراد به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: دو زن فیلمی درام به کارگردانی ویتوریو دسیکا، ساخته سال ۱۹۶۰ است که با بازی درخشان سوفیا لورن، ژان پل بلوندو و النورا براون در نقشهای اصلی، داستان زندگی سسیلیا و دخترش روزتا را در ایتالیای جنگزده روایت میکند. این اثر برجسته سینمای نئورئالیسم، ماجرای مادری را به تصویر میکشد که برای حفظ جان دخترش، در میان ویرانیهای جنگ جهانی دوم، با خطرات و مصائب بیشماری روبرو میشود. فیلم که بر اساس رمانی از آلبرتو موراویا ساخته شده، با نگاهی عمیق به رنجهای بشری، مقاومت زنان در برابر خشونت و تلاش برای بقا در شرایطی غیرانسانی میپردازد و سوفیا لورن را در اوج بازیگری خود به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «بوی پیراهن یوسف» به کارگردانی سید جمال سیدحاتمی و با بازی پرویز پرستویی، نگار جواهریان، مهدی هاشمی و شبنم مقدمی در سال ۱۳۹۴ ساخته شد. این فیلم روایتگر داستان مردی به نام پرویز (پرویز پرستویی) است که پس از سالها دوری از خانواده، به دلیل بیماری مادرش به خانه بازمیگردد. او که حالا تبدیل به فردی مذهبی شده، تلاش میکند تا با گذشته خود و خانوادهاش که دچار مشکلات و گسستهای عاطفی شدهاند، مواجه شود. حضور پرویز و باورهای جدیدش، تعادل ظریف خانواده را برهم میزند و هر یک از اعضا را با چالشهای درونی و بیرونی مواجه میکند. مادر بیمار، خواهری که اسیر زندگی روزمره است و برادری که درگیر مسائل خودش است، همگی در این فضای پرتنش قرار میگیرند. این فیلم با نگاهی عمیق به مسائل خانوادگی، اعتقادات شخصی و تأثیر آن بر روابط انسانی، داستانی تأملبرانگیز را روایت میکند که مخاطب را به تفکر درباره معنای خانواده، ایمان و آشتی با گذشته دعوت میکند.
خلاصه داستان: ایرنا یک پرستار لهستانی است که در دوران اشغال لهستان توسط نازیها، به عنوان خدمتکار در خانه یک افسر آلمانی مشغول به کار میشود. او با شجاعت و فداکاری، یهودیان را در زیرزمین خانه پنهان میکند و جان آنها را نجات میدهد. این فیلم بر اساس داستان واقعی زندگی ایرنا گات، قهرمان لهستانی هولوکاست ساخته شده و شجاعت و از خودگذشتگی او را در یکی از تاریکترین دورانهای تاریخ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «دو زن» (۱۹۶۰) به کارگردانی ویتوریو دسیکا، شاهکاری از سینمای نئورئالیسم ایتالیا، ماجرای سسیلیا (سوفیا لورن) معلم جوانی را روایت میکند که به همراه دختر دوازدهسالهاش روزتا در رم زندگی میکند. با آغاز جنگ جهانی دوم و بمباران شهر، آنها مجبور به ترک خانه و پناه بردن به روستای زادگاه سسیلیا میشوند. در راه بازگشت، قطارشان توسط نیروهای متفقین متوقف میشود و آنها ناچار به ادامه مسیر از میان کوهستان میگردند. در این مسیر پرخطر، مادر و دختر مورد حمله گروهی از سربازان مراکشی قرار میگیرند که این واقعه زندگی آنها را برای همیشه دگرگون میکند. سسیلیا که برای نجات دخترش از هیچ تلاشی دریغ نمیکند، با واقعیت تلخ جنگ و بیعدالتیهای آن روبرو میشود. این فیلم با بازی تحسینبرانگیز سوفیا لورن که برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن شد، تصویری قدرتمند و تکاندهنده از رنجهای انسانی در جنگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم مستند به کارگردانی ارول موریس در سال ۲۰۰۴، به بررسی رسوایی شکنجه و آزار زندانیان در زندان ابوغریب عراق توسط سربازان آمریکایی میپردازد. فیلم بر اساس بیش از ۲۰۰ ساعت مصاحبه با سربازانی که در این حوادث نقش داشتند و همچنین عکسها و اسناد رسمی ساخته شده است. موریس با تمرکز بر روایتهای مستقیم شاهدان عینی، به تحلیل روانشناختی و نظامی این فاجعه انسانی میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک "رویه استاندارد عملیاتی" میتواند به ابزاری برای نقض حقوق بشر تبدیل شود. فیلم به بررسی تأثیرات مخرب جنگ بر اخلاقیات و رفتارهای انسانی میپردازد و پرسشهای عمیقی درباره مسئولیت فردی و نظامی در شرایط جنگی مطرح میکند.
خلاصه داستان: در پراگ اشغالشده توسط نازیها، دکتر براون، یک پزشک یهودی که از کار در بیمارستان منع شده، زندگی آرامی را در آپارتمان خود میگذراند. زندگی او زمانی تغییر میکند که یکی از همسایگانش که در مقاومت علیه نازیها فعال است، به شدت زخمی میشود و به کمک پزشکی فوری نیاز دارد. دکتر براون با وجود خطرات بسیار، تصمیم میگیرد برای نجات جان این مبارز مقاومت، از خانه خارج شود و در جستجوی داروهای ضروری، سفری پرخطر را در شهر آغاز کند. او در این مسیر با وحشت، بیعدالتی و خشونت رژیم نازی مواجه میشود و هر لحظه ممکن است هویت واقعی او فاش شود. این سفر شبانه، آزمونی برای شجاعت، انسانیت و تعهد او به اصول پزشکی است. فیلم به کارگردانی زبیگنیف کوبیلسکی و با بازی ایگور اسمیالوفسکی، تصویری تیره و روانشناختی از زندگی تحت اشغال را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: Battlefield (1949) یک فیلم نوآر جنایی به کارگردانی ویلیام اِی. وِلمَن است که داستان پلیس کارآزمودهای به نام جو دالی (با بازی چارلز مکگراو) را روایت میکند که برای دستگیری یک قاتل حرفهای بیرحم به نام جیم ویلسون (ویلیام کانل) وارد عمل میشود. این فیلم سیاه و سفید که در پسزمینه خیابانهای تاریک و پرپیچوخم شهر لسآنجلس جریان دارد، یک تعقیبوگریز نفسگیر را به تصویر میکشد. جو دالی که به تازگی شاهد مرگ همکارش در یک درگیری مسلحانه بوده، مصمم است تا این جنایتکار خطرناک را به هر قیمتی به دام بیندازد. در این میان، دختر جوانی به نام جودی (مارگارت شریدان) که به اشتباه در دام عشق جیم ویلسون گرفتار شده، به یکی از مهرههای کلیدی این بازی مرگبار تبدیل میشود. فیلم با بهرهگیری از المانهای بصری ژانر نوآر مانند سایههای عمیق، ترکیببندیهای نامتقارن و فضاسازی پرتنش، اثری فراموشنشدنی را خلق کرده است که به عنوان یکی از نمونههای برجسته سینمای جنایی دهه ۴۰ میلادی شناخته میشود.
خلاصه داستان: در روستای دورافتاده زلاری در دوران جنگ جهانی دوم، النا، پرستاری از پراگ، پس از لو رفتن شبکه مقاومت زیرزمینی، مجبور به فرار و پنهان شدن میشود. او برای حفظ جان خود، هویت جدیدی به نام هانا میگیرد و با یوآش، مردی روستایی و نجاری خوشقلب، ازدواج میکند تا بتواند در جامعه کوچک و سنتی زلاری ادغام شود. النا که به زندگی شهری و مدرن عادت دارد، ابتدا با شرایط سخت و آداب و رسوم روستا سازگار نمیشود، اما به تدریج با محبت و صمیمیت مردم محلی، به ویژه یوآش، روبهرو میشود و معنای واقعی عشق، فداکاری و تعلق را کشف میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی اوندرج تروبان و با بازی آنا گیسلرووا و گیورگی کاداس در نقشهای اصلی، داستانی تکاندهنده و عمیق درباره بقا، تحول شخصیت و قدرت امید در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ اروپا را روایت میکند.
خلاصه داستان: «روزهای افتخار» (۲۰۰۶) به کارگردانی رشید بوشارب، داستان گروهی از سربازان شمال آفریقایی (مراکشی و الجزایری) را روایت میکند که در طول جنگ جهانی دوم برای آزادسازی فرانسه از اشغال نازیها میجنگند. این فیلم با بازی تحسینبرانگیز بازیگرانی چون سامی بوعجیله، روزشدی زم، سامی نصری و برنار بلانکو، ماجرای این سربازان را از زمان پیوستنشان به ارتش فرانسه تا شرکت در نبردهای مهمی مانند نبرد وُوژ و نبرد آلزاس دنبال میکند. فیلم به شکلی قدرتمند به تبعیضهای نژادی و نابرابریهایی که این سربازان در ارتش فرانسه با آن مواجه بودند، میپردازد و فداکاریهای آنان را که سالها نادیده گرفته شده بود، به تصویر میکشد. «روزهای افتخار» با نگاهی انتقادی به تاریخ، داستان مردانی را روایت میکند که برای کشوری جنگیدند که به آنان به چشم شهروند درجه دوم نگاه میکرد.