خلاصه داستان: فیلم «سال زندگی خطرناک» محصول ۱۹۸۲ به کارگردانی پیتر ویر و با بازیگری مل گیبسون، سیگورنی ویور و لیندا هانت، داستان خبرنگار استرالیایی به نام گای همیلتون (مل گیبسون) را روایت میکند که در سال ۱۹۶۵ به جاکارتا، اندونزی اعزام میشود تا در بحبوحه آشوبهای سیاسی و اجتماعی آن دوران گزارش تهیه کند. همیلتون در آنجا با جیل برایانت (سیگورنی ویور)، افسر اطلاعاتی بریتانیا، آشنا شده و با کمک بیلی وان (لیندا هانت)، عکاس چینی-استرالیایی، به عمق فساد و خشونت حکومت سوکارنو پی میبرد. این فیلم که بر پایه رمانی به همین نام ساخته شده، با فضاسازی دقیق و بازیهای تحسینبرانگیز، تصویری تیره و پرتنش از یک کشور در آستانه انقلاب را به تصویر میکشد و همیلتون را در موقعیتی دشوار میان وظیفه حرفهای و وجدان انسانی قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «ترک ۱۴۳» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی پل کاتانئو، روایتگر داستان واقعی و دردناک خانواده ای است که در جریان انفجار بمب در بازیهای المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا، فرزندشان را از دست میدهند. این فیلم که با بازیگری درخشان اریک بانا در نقش جان و جولیا بلاک در نقش برندا، والدین این کودک، همراه است، به بررسی فرآیند غم و اندوه، خشم و تلاش برای ادامه زندگی پس از یک فاجعه بزرگ میپردازد. داستان بر پایه خاطرات واقعی جان و برندا و تجربیاتشان از این حادثه تروریستی و پیامدهای ویرانگر آن بر زندگی شخصی و خانوادگیشان بنا شده است. فیلم با نگاهی عمیق و انسانی، مراحل مختلف سوگواری، از انکار و خشم تا پذیرش و یافتن معنای جدیدی برای زندگی را به تصویر میکشد و مخاطب را با احساسات عمیق این خانواده همراه میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۲، ارتش آلمان نازی به رهبری هیتلر برای تسخیر شهر استالینگراد (ولگوگراد کنونی) به عنوان نماد پیروزی و ضربهای کاری به روحیه ارتش سرخ شوروی، به این شهر تاریخی یورش میبرد. فیلم «استالینگراد» محصول سال ۲۰۱۳ به کارگردانی فئودور بوندارچوک، روایتگر یکی از خونینترین نبردهای تاریخ بشریت است. این فیلم با بازی بازیگرانی چون پتر فدوروف، توماس کretschmann، و یانا استوکلین، داستان گروه کوچکی از سربازان شوروی را به تصویر میکشد که در یک ساختمان ویرانشده به دام افتادهاند و از آن به عنوان سنگر نهایی خود برای مقابله با نیروهای آلمانی استفاده میکنند. در میان این جنگ ویرانگر، آنها با دختر جوانی به نام کاتیا آشنا میشوند که در زیرزمین ساختمان پناه گرفته و این ملاقات، جرقهای از امید و انسانیت را در میان وحشت جنگ روشن میکند. فیلم با بهرهگیری از جلوههای بصری خیرهکننده، صحنههای نبرد نفسگیر و تمرکز بر شخصیتهای انسانی، نه تنها عظمت و فاجعه این نبرد را به تصویر میکشد، بلکه به بررسی ماهیت قهرمانی، فداکاری و بقای امید در تاریکترین لحظات تاریخ میپردازد.
خلاصه داستان: یک سرباز جوان آمریکایی به نام ایمی کول (کریستن استوارت) برای انجام وظیفه در بازداشتگاه گوانتانامو داوطلب میشود و در آنجا با علی (پیتو نسیری)، زندانی ای که سالهاست در سلول انفرادی به سر میبرد، آشنا میشود. در ابتدا رابطه آنها پرتنش است، اما به تدریج با صحبتهایشان، دیوارهای بیاعتمادی بین آنها فرو میریزد و دوستی غیرمنتظرهای شکل میگیرد. این فیلم درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی پیتر ساتلر، روایتی انسانی و تأملبرانگیز از زندگی در یکی از بحثبرانگیزترین زندانهای جهان ارائه میدهد و مرزهای میان زندانبان و زندانی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: میخائیل، قهرمان جنگ و ستاره سینما در دوران استالین، در خانه ییلاقی خود در کنار خانوادهاش زندگی آرامی دارد. اما با ورود ناگهانی دیمیتری، مردی از گذشتهی او، این آرامش به خطر میافتد. دیمیتری که اکنون افسر پلیس مخفی است، برای اجرای دستوری مخفیانه به خانهی میخائیل آمده و گذشتهی مشترک آنها رازی را در خود پنهان کرده است. این ملاقات به ظاهر دوستانه، به تدریج به رویارویی تلخ و تراژیکی تبدیل میشود که سرنوشت خانواده را تحت تأثیر قرار میدهد و تصویری تیره از دوران وحشت بزرگ استالین را به تصویر میکشد. نیکیتا میخالکوف این درام تاریخی را در سال ۱۹۹۴ کارگردانی کرده و خودش نیز در کنار اینگبورگا داپکونایته و اولگ منشیکف در آن بازی کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «به سوی پایان همه جنگها» (۲۰۰۱) به کارگردانی دیوید ال. کانینگهام، روایتگر سرگذشت واقعی سربازان اسکاتلندی است که در طول جنگ جهانی دوم در اردوگاه اسرای ژاپنی به اسارت درآمدهاند. این اثر با بازی شان مک گینلی، کیفر ساترلند، رابرت کارلایل و سی جی ناپ، داستان مقاومت، رنج و بقای این سربازان را به تصویر میکشد. فیلم بر اساس خاطرات ارنست گوردون، یکی از اسرای این اردوگاه، ساخته شده و ماجرای ساخت خط آهن مرگ برمه-سیام را روایت میکند؛ پروژهای که به دستور ارتش ژاپن و با کار اجباری اسرای جنگی پیش میرفت. در میان شرایط طاقتفرسا، گرسنگی و بیماری، برخی از سربازان به رهبری یک افسر به نام «یانگ» (با بازی ساترلند) به دنبال انتقام و مقاومت مسلحانه هستند، در حالی که گروه دیگری تحت تأثیر آموزههای مسیحی، راه بخشش و مدارا را در پیش میگیرند. این تقابل ایدئولوژیها در قلب داستان فیلم قرار دارد و مخاطب را به تأملی عمیق درباره ماهیت انسانیت، شرافت و قدرت روح انسانی در مواجهه با وحشیگری و جنگ فرامیخواند.
خلاصه داستان: یک کشاورز استرالیایی به نام جاشوا کانر (با بازی راسل کرو) در سال ۱۹۱۹، چهار سال پس از نبرد گالیپولی در جنگ جهانی اول، برای یافتن پیکر سه پسرش که در جنگ مفقود شدهاند، به ترکیه سفر میکند. او با کمک یک افسر ترک (یلماز اردوغان) و یک زن یونانی به نام آیشه (اولگا کوریلنکو) در استانبول و مناطق جنگی سابق، با وجود موانع سیاسی و فرهنگی، به جستجوی خود ادامه میدهد و در این مسیر با درد و رنج مشترک انسانها در جنگ آشنا میشود. این فیلم که در سال ۲۰۱۴ توسط راسل کرو کارگردانی شده، داستانی انسانی و احساسی را درباره امید، بخشش و پیوندهای فراتر از مرزها روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «سر در گَردون» (Head in the Clouds) محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی جان دویگان، روایتگر داستان عشقی پیچیده و پر فراز و نشیب در پسزمینه جنگ جهانی دوم است. شارلیز ترون در نقش جیلدا بِس، زنی جذاب و آزاداندیش که در پاریس دهه ۱۹۳۰ با گای (استوارت تاونسند) و میا (پنهلوپه کروز) آشنا میشود. این سه نفر درگیر یک مثلث عشقی میگردند که با شروع جنگ و درگیریهای سیاسی اروپا، سرنوشتشان به طرز غمانگیزی تغییر میکند. جیلدا که به سبک زندگی لاکچری و بیخیال عادت دارد، باید در مواجهه با واقعیتهای تلخ جنگ، انتخابهای دشواری انجام دهد و وفاداری خود را به عشق، دوستی و آرمانهایش بسنجد. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، تصویری زیبا و در عین حال دردناک از عشق، از دست دادن و پیامدهای انتخابهای انسانی در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: دو دوست صمیمی که سالهاست یکدیگر را میشناسند، در یک موقعیت حساس و خطرناک قرار میگیرند. یکی از آنها، یک دیپلمات کارکشته و باتجربه است که برای انجام یک مأموریت محرمانه و مهم به کشوری خارجی سفر کرده، و دیگری، یک مأمور اطلاعاتی سابق که اکنون به عنوان یک مشاور امنیتی خصوصی فعالیت میکند. این دو دوست قدیمی، ناگهان متوجه میشوند که در دو سوی مقابل یک توطئه بزرگ بینالمللی قرار گرفتهاند. توطئهای که میتواند صلح جهانی را به خطر بیندازد و میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار دهد. حالا آنها باید بین وفاداری به دوستی قدیمی خود و انجام وظیفهای که به آن متعهد هستند، یکی را انتخاب کنند. در حالی که زمان به سرعت در حال اتمام است و هر تصمیمی میتواند عواقب جبرانناپذیری به دنبال داشته باشد، این دو دوست باید با تکیه بر هوش، تجربه و اعتمادی که سالها پیش نسبت به یکدیگر داشتند، مسیر درست را پیدا کنند. آنها در این مسیر پرپیچوخم، با خطرات، خیانتها و رازهای تاریکی روبرو میشوند که همه چیز را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: این فیلم کلاسیک ژان رنوار که در سال ۱۹۳۷ ساخته شد، داستان گروهی از افسران فرانسوی را روایت میکند که در طول جنگ جهانی اول در یک اردوگاه اسرای جنگی آلمانی زندانی شدهاند. اریش فون اشتروهایم در نقش فرمانده آلمانی، شخصیتی نجیب و متمدن را به تصویر میکشد که با اسرا با احترام رفتار میکند. فیلم به بررسی پیچیده روابط انسانی، طبقات اجتماعی و پوچی جنگ میپردازد و نشان میدهد که چگونه مرزهای ملی و نظامی در برابر پیوندهای انسانی رنگ میبازند. این شاهکار سینمایی با نگاهی عمیق به ماهیت توهمات بزرگ بشری، از جمله توهم مرزها، ملیتها و برتریهای طبقاتی، اثری ماندگار در تاریخ سینما محسوب میشود.