خلاصه داستان: فیلم جنگی دراماتیک «به سوی پایان همه جنگها» محصول سال ۲۰۰۱ به کارگردانی دیوید ال. کانینگهام، داستان واقعی گروهی از اسرای جنگی متفقین را در اردوگاه کار اجباری ژاپنیها در جنگ جهانی دوم روایت میکند. این فیلم با بازی بازیگرانی چون کیفر ساترلند، رابرت کارلایل، سیجی موکایی و مارک استرانگ، بر اساس خاطرات ارنست گوردون، سرباز اسکاتلندی نوشته شده است. داستان حول محور اسرایی میچرخد که در شرایط غیرانسانی و شکنجههای وحشیانه ژاپنیها، برای حفظ امید و انسانیت خود تلاش میکنند. در این میان، تضاد بین خشونت و انتقامجویی با عشق و بخشش، به عنوان محور اصلی فیلم، به تصویر کشیده میشود. شخصیت اصلی فیلم، ارنست گوردون، از یک سرباز عادی به فردی تبدیل میشود که با وجود تمام رنجها، به دنبال معنایی عمیقتر در زندگی و صلح درونی است. این فیلم نگاهی تکاندهنده به بیرحمیهای جنگ و قدرت روح انسانی در مواجهه با تاریکی دارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان سریال کمدی-درام «آفتابگردان» محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی ویکرامادی تیا موتیان و بازی گیتانجلی کولکارنی، گیریش کولکارنی و آشیما دسایی است. این سریال داستان زندگی سانای، زنی که پس از ۱۰ سال از کما بیدار میشود، را روایت میکند. او در حالی به هوش میآید که دنیای اطرافش به طور کامل تغییر کرده و با چالشهای جدیدی مواجه میشود. سانای سعی میکند با شرایط جدید کنار بیاید و گذشته خود را بازسازی کند، اما متوجه میشود که خانواده و دوستانش نیز تغییرات زیادی کردهاند. این سریال با طنزی ظریف، ماجرای بازگشت او به زندگی عادی و کشف رازهای پنهان در طول سالهایی که در کما بوده را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و ضد جنگ به کارگردانی ادوارد دمیتریک که در سال ۱۹۵۸ بر اساس رمانی به همین نام از ایروین شاو ساخته شد. داستان در طول جنگ جهانی دوم روایت میشود و زندگی سه سرباز را دنبال میکند: کریستین دیستل (با بازی مارلون براندو)، یک افسر آلمانی ایدهآلیست که به تدریج از ایدئولوژی نازی سرخورده میشود؛ نوآل اکمن (با بازی دین مارتین)، یک آمریکایی یهودی که برای فرار از تبعیض به ارتش میپیوندد؛ و مایکل وایتفیلد (با بازی مونتگومری کلیفت)، یک آمریکایی مرفه که برای یافتن هویت و هدف خود به جنگ میرود. فیلم با بهرهگیری از بازی درخشان بازیگران اصلی خود، به ویژه براندو در نقش سرباز آلمانی، به کاوشی عمیق در طبیعت انسان، تعهد، وجدان و پیامدهای ویرانگر جنگ میپردازد و نشان میدهد که چگونه جنگ میتواند زندگی افراد را از هر دو سوی درگیری به شدت تحت تأثیر قرار دهد.
خلاصه داستان: فیلم «لئون مورن، کشیش» محصول سال ۱۹۶۱ به کارگردانی ژان-پیر ملویل و با بازی ژان-پل بلموندو و امانوئل ریوا، داستانی عمیق و تأملبرانگیز را روایت میکند. این اثر سینمایی در فضای اشغال فرانسه توسط نازیها در طول جنگ جهانی دوم جریان دارد و ماجرای بارنی، یک زن جوان بیخدا و کمونیست را به تصویر میکشد که برای طعنه زدن به یک کشیش جوان و جذاب به نام لئون مورن وارد کلیسا میشود. اما به تدریج، بحثهای فلسفی و الهیاتی عمیق میان آنها شکل میگیرد و بارنی را درگیر بحرانی روحانی میکند. بلموندو در نقش کشیشی آرام و فرهیخته، شخصیتی پیچیده و جذاب خلق میکند که ایمان راسخش در برابر شک و تردیدهای بارنی قرار میگیرد. ملویل با نگاهی ظریف و مینیمال، این رابطه پرتنش و معنوی را در پسزمینه تاریک جنگ به تصویر میکشد و اثری ماندگار در سینمای فرانسه خلق کرده است.
خلاصه داستان: فیلم علمی تخیلی فرانسوی محصول سال ۱۹۹۷ به کارگردانی ژان-مارک وینسنت و با بازیگری برونو پوتزو، ژولیت ژبرت و ژان-پیر ماریل است. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد که در آن یک شرکت بزرگ فناوری، یک بازی ویدیویی فوقالعاده واقعگرا به نام «Level Five» را توسعه داده است. این بازی به بازیکنان اجازه میدهد تا در رویدادهای تاریخی مهم شرکت کنند و آنها را تغییر دهند. پل، یک برنامهنویس نابغه، به تیم توسعهدهنده بازی میپیوندد و به زودی متوجه میشود که این بازی تنها یک سرگرمی نیست، بلکه ابزاری برای دستکاری واقعیت و کنترل تاریخ است. او باید بین اخلاق و پیشرفت تکنولوژی یکی را انتخاب کند و از قدرت این بازی برای مقابله با تهدیدات آن استفاده نماید.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۴ و در میانه جنگ استقلال الجزایر، مردی به نام دارو که یک معلم تنها و آرام است، در روستایی دورافتاده به تدریس مشغول میباشد. زندگی او با ورود مردی به نام محمد که به جرم قتل دستگیر شده و قرار است برای محاکمه به شهر دیگری منتقل شود، دگرگون میشود. دارو که وظیفه تحویل این زندانی را بر عهده میگیرد، در طول سفر خطرناک خود با چالشهای بزرگی روبرو میشود. آنها باید از کوهستانهای خشن و بیابانهای وسیع عبور کنند و در این میان، هم با شورشیان الجزایری و هم با سربازان فرانسوی درگیر میشوند. این سفر اجباری، پیوندی عمیق و غیرمنتظره بین این دو مرد ایجاد میکند و وجدان دارو را در مورد عدالت، وظیفه و انسانیت به چالش میکشد. ویکتور هوگو با بازی درخشان ویگو مورتنسن و رضا کاتب، داستانی قدرتمند و انسانی را در پسزمینهای از خشونت و تعارض روایت میکند.
خلاصه داستان: «وقتی شیپورها خاموش میشوند» (۱۹۹۸) به کارگردانی جان ایروینگ و با بازی ران الدارد، فرانک ویپل و مارتین داناوان، داستان سرباز جوانی به نام دیوید منینگ را روایت میکند که در یکی از خونینترین نبردهای جنگ جهانی دوم، یعنی نبرد جنگل هورتگن، گرفتار شده است. او که از خشونت و بیمعنایی جنگ به ستوه آمده، به دنبال راهی برای زنده ماندن است. وقتی به دلیل شجاعت غیرمنتظره به درجه افسری ارتقا مییابد، مجبور میشود بین وظیفه و غریزه بقا یکی را انتخاب کند. این فیلم نگاهی تلخ و واقعگرایانه به هزینههای انسانی جنگ و تأثیرات مخرب آن بر روح و روان سربازان دارد.
خلاصه داستان: یک مزرعهدار فرانسوی به نام ماریا وینتر، با بازی ایزابل هوپر، در یک کشور آفریقایی که درگیر جنگ داخلی است، مزرعه قهوه خود را اداره میکند. با وجود هشدارهای دولت فرانسه برای تخلیه و افزایش خشونت در منطقه، او به طرز وسواسگونهای مصمم است که محصول خود را پیش از ترک کشور برداشت کند و مزرعه خانوادگی را حفظ نماید. همسر سابقش، آندره، و پدرشوهرش از او حمایت نمیکنند و وضعیت به سرعت از کنترل خارج میشود. ورود یک کودک سرباز مجروح به مزرعه، که توسط ماریا پناه داده میشود، و بازگشت پسر مشکلدارش، مانو، بحران را تشدید میکند. کارگردان کلر دنی در سال ۲۰۰۹، با نگاهی بیپروا، فروپاشی استعمار و پیامدهای سرسختی در مواجهه با فروپاشی اجتنابناپذیر را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «هاوانا» محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی سیدنی پولاک، با بازی رابرت ردفورد در نقش جک ویل، یک قمارباز حرفهای آمریکایی است که در سال ۱۹۵۸ و در آستانه انقلاب کوبا به هاوانا سفر میکند تا در کازینوهای مجلل این شهر به قمار بپردازد. او در این سفر با رابرتا (لنا اولین)، زنی اشرافی و متأهل که به دنبال شوهر انقلابی خود به کوبا آمده، آشنا شده و دلباخته او میشود. با شعلهور شدن آتش انقلاب به رهبری فیدل کاسترو، هاوانا به مکانی خطرناک تبدیل میشود و جک که تنها به دنبال منافع شخصی خود بود، ناگزیر میشود تا در میان عشق، خطر و تعهدات اخلاقی دست به انتخاب بزند. این فیلم با ترکیب زیبایی از درام، عشق و تاریخ، تصویری جذاب و پرتنش از روزهای پایانی حکومت باتیستا در کوبا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «طلوع سرخ» (Red Dawn) فیلمی اکشن و جنگی محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی دن بردلی است. در این فیلم کریس همسورث، جاش پک، جاش هاچرسون، آدریان پالیسکی و ایزابل لوکاس به ایفای نقش پرداختهاند. داستان درباره گروهی از نوجوانان دبیرستانی در شهر کوچکی در واشنگتن است که ناگهان مورد حمله نظامی نیروهای کره شمالی قرار میگیرند. این جوانان که خانه و خانواده خود را از دست دادهاند، به کوهها پناه میبرند و گروه مقاومتی به نام «ولورین» (گرگها) تشکیل میدهند. تحت رهبری جد اِکِرت (همسورث)، برادرش و بقیه دوستانشان به جنگ چریکی با اشغالگران پرداخته و با شجاعت و فداکاری برای آزادی وطن خود میجنگند.