خلاصه داستان: ارنا، زن جوانی که در یک مرکز مراقبتهای روانی در ایسلند زندگی میکند، ناگهان با یک تصمیم غیرمنتظره مواجه میشود: او باید مسئولیت مراقبت از پسر کوچکش را دوباره به عهده بگیرد. این در حالی است که او هنوز با آسیبهای روانی ناشی از تجربیات گذشته و جنگ درونی خود دست و پنجه نرم میکند. در مواجهه با این چالش بزرگ، ارنا باید راهی برای التیام زخمهایش پیدا کند، با ترسهایش روبرو شود و یاد بگیرد که چگونه میتواند هم برای خود و هم برای پسرش یک مادر باشد. این فیلم ایسلندی که در سال ۲۰۲۵ ساخته شده، داستانی عمیق و احساسی را درباره تابآوری، امید و قدرت غلبه بر مشکلات روانی روایت میکند و نشان میدهد که چگونه عشق یک مادر میتواند بر تاریکترین لحظات زندگی غلبه کند.
خلاصه داستان: فیلم «سیسو: جاده انتقام» دنبالهای بر سیسو (۲۰۲۲) است که داستان آتامی کورپی، مردی نامیرا، را در دوران پس از جنگ جهانی دوم روایت میکند؛ او به خانهای که خانوادهاش در آن کشته شده بازمیگردد، آن را تخریب میکند تا در جایی امن بازسازی کند، اما فرمانده ارتش سرخ که قاتل خانوادهاش است، او را تعقیب میکند و یک تعقیب و گریز پرهیجان و خونین آغاز میشود. منتقدان برای اکشن نفسگیر، بازیهای قدرتمند جورما تومیلا، استیون لنگ و ریچارد بریک، و تصاویر بصری خیرهکننده تحسین کردهاند و آن را به عنوان یک دنباله بزرگتر، دیوانهوارتر و سرگرمکننده توصیف کردهاند که با صحنههای خلاقانه و ریتم پرسرعت، حس هیجان و انتقام را به شیوهای نو و جذاب منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین پیمان کامل» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی تاد رابینسون، روایتگر داستان واقعی سرباز نیروی هوایی آمریکا، ویلیام پیترسن (با بازی جرمی ایروین) است که در جنگ ویتنام جان خود را فدا کرد. سی و چهار سال پس از این واقعه، پنتاگون کارمند جوانی به نام اسکات هافمن (سباستین استن) را مأمور میکند تا پرونده مدال افتخار پیترسن را مجدداً بررسی کند. هافمن در این مسیر با خانواده پیترسن و همرزمان سابق او، از جمله تاکیدو (ساموئل ال. جکسون)، رامبورو (ویلیام هرت) و مورترو (کریستوفر پلامر) روبرو میشود که همگی برای به رسمیت شناختن قهرمانی فراموششده او تلاش میکنند. این فیلم با بازی ستارگانی چون پتر فالک، دایان لاد و ایمی مدیگان، داستانی تأثیرگذار از شجاعت، فداکاری و تلاش برای احقاق حق را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «مهمانسرای ششمین شادمانی» محصول سال ۱۹۵۸ به کارگردانی مارک رابسون و با بازی درخشان اینگمار برگمان در نقش اصلی، بر اساس زندگی واقعی گلادیس آیلوارد، زن مبلغ مذهبی بریتانیایی ساخته شده است. داستان در دهه ۱۹۳۰ میلادی روایت میشود و ماجرای خدمتکار سادهای به نام گلادیس را دنبال میکند که با وجود مخالفتها و مشکلات بسیار، به چین سفر میکند تا به عنوان مبلغ مذهبی در یک مهمانسرای دورافتاده به نام «مهمانسرای ششمین شادمانی» خدمت کند. او در این مسیر با چالشهای فرهنگی، جنگ و مخاطرات زیادی روبرو میشود و در نهایت با شجاعت و فداکاری خود، جان صدها کودک یتیم را از دست ژاپنیها نجات میدهد. این فیلم حماسی و الهامبخش با بازی فراموشنشدنی برگمان و همراهی بازیگرانی چون کرت یورگنز و رابرت دانات، داستانی از عشق، ایمان و از خودگذشتگی را به تصویر میکشد که تماشاگر را تا پایان با خود همراه میکند.
خلاصه داستان: این فیلم که در سال ۲۰۰۱ توسط تیم بلیک نلسون کارگردانی شد، داستان واقعی گروهی از زندانیان یهودی را روایت میکند که در اردوگاه آشویتس-بیرکناو به عنوان اعضای «سوندرکوماندو» (واحد ویژه) مجبور به همکاری با نازیها در عملیات اتاقهای گاز و کورههای آدمسوزی شدهاند. فیلم با بازی دیوید آرشولت، دنیل بنزالی، استیو بوشمی، هاروی کایتل و میرا سوروینو، به عمق فاجعه انسانی و اخلاقی این زندانیان میپردازد که در شرایطی غیرانسانی، بین بقای خود و وجدانشان گیر افتادهاند. داستان حول محور توطئهای برای شورش در اردوگاه میچرخد که توسط این زندانیان برنامهریزی شده و در نهایت به یکی از معدود قیامهای موفق در تاریخ آشویتس تبدیل میشود. «منطقه خاکستری» نه تنها به بررسی پیچیدگیهای اخلاقی و روانی این همکاری اجباری میپردازد، بلکه تصویری خشن و بیپرده از یکی از تاریکترین فصلهای تاریخ بشریت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۱۹۴۰، نویسنده موفق جولیان اشتون (با بازی لیلی جیمز) درگیر یک زندگی پرزرق و برق در لندن پس از جنگ است. او به طور اتفاقی با نامهای از اهالی جزیره گورنزی مواجه میشود که در آن از جامعه ادبی پوست سیبزمینی صحبت میکنند، گروهی که در طول اشغال آلمان در جنگ جهانی دوم شکل گرفته است. کنجکاوی جولیان را برمیانگیزد و او تصمیم میگیرد برای تحقیق درباره این جامعه مرموز به جزیره سفر کند. در آنجا با داو (با بازی میچل هوئر)، کشاورز گوشهگیر اما جذاب، و دیگر اعضای جامعه آشنا میشود و رازهای پنهان دوران جنگ، عشق از دست رفته، و قدرت شفابخش ادبیات را کشف میکند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی مایک نیوول، بر اساس رمان پرفروش ماری آن شیفر و آنی باروز ساخته شده و داستانی تکاندهنده از عشق، دوستی، و التیام زخمهای گذشته را روایت میکند.
خلاصه داستان: در آلمان نازی، زنی آریایی به نام ماریان برای نجات پسرش ماکسیمیلان از خطرات جنگ، به او دروغ میگوید که یهودیان به سرزمین اسباببازیها میروند. وقتی پسر همسایه یهودیاش، لئوپولد، ناپدید میشود، ماکسیمیلان برای یافتن او و رسیدن به سرزمین اسباببازیها از خانه فرار میکند و مادرش را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد. این فیلم کوتاه برنده اسکار، داستانی تکاندهنده از شجاعت، فداکاری و قدرت یک دروغ مصلحتی در تاریکترین روزهای تاریخ را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ناحیهٔ مرکزی» به کارگردانی جاناتان گلیزر، در سال ۲۰۲۳ تولید شده و با بازی کریستین فریدل و زاندرا هولر، داستان زندگی خانوادهٔ رودولف هوئس، فرماندهٔ اردوگاه کار اجباری آشویتس، را به تصویر میکشد. این خانواده در خانهای مجلل و باغداری شده درست در کنار دیوارهای اردوگاه زندگی میکنند و روزگار خود را با تفریحات و مهمانیها میگذرانند، در حالی که دودکشهای کورههای آدمسوزی در پسزمینه دود برمیآورند. فیلم با تمرکز بر زندگی روزمره و بیتفاوتی خانوادهٔ هوئس نسبت به فجایع انسانی اطرافشان، به بررسی پوچی و شرارت نظام نازی میپردازد و بیننده را با این پرسش مواجه میکند که چگونه انسانها میتوانند در کنار چنین وحشتی، زندگی عادی خود را ادامه دهند.
خلاصه داستان: این فیلم حماسی جنگی محصول سال ۱۹۵۷ به کارگردانی دیوید لین، داستان گروهی از اسرای بریتانیایی را در جنگ جهانی دوم روایت میکند که توسط ژاپنیها در تایلند به اسارت گرفته شدهاند. سرهنگ نیکلسون (با بازی الک گینس) به همراه مردانش مجبور به ساخت پلی بر روی رودخانه کوای میشوند. در ابتدا او با این کار مخالفت میکند، اما به تدریج با این پروژه همکاری کرده و حتی کیفیت ساخت پل را به حد کمال میرساند. در همین حال، یک سرباز آمریکایی به نام شیپرد (ویلیام هولدن) که موفق به فرار شده، برای تخریب این پل بازمیگردد. فیلم با بازیهای درخشان، موسیقی ماندگار و روایت پیچیده از تعهد نظامی، غرور و تناقضهای جنگ، به یکی از برترین آثار سینمای کلاسیک تبدیل شده است.
خلاصه داستان: فیلمی درام و تاریخی محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی پیتر ببجاک که بر اساس روایتهای واقعی از بازماندگان اردوگاه آشویتس ساخته شده است. این فیلم داستان دو اسلواک یهودی به نامهای آلفرد وتسلر و رودولف وربا را روایت میکند که در سال ۱۹۴۴ از یکی از مخوفترین اردوگاههای مرگ نازیها فرار کردند. پس از فرار، آنها با تهیه گزارشی دقیق و هولناک از جنایاتی که در آشویتس رخ میداد، تلاش کردند تا جهان را از وحشت هولوکاست آگاه سازند. با بازی نوح اشناپ، یوهان هیدنبرگ و کلمنتیس کورن در نقشهای اصلی، این فیلم یک روایت قدرتمند و دردناک از شجاعت، بقا و تلاش برای به گوش رساندن حقیقت در تاریکترین دوران تاریخ را به تصویر میکشد.