خلاصه داستان: خودروی یک پناهجوی جنگی که اکنون در تهران به سر می برد به سرقت رفت. او با کمک پسرش جستجوی ناامیدانه ای را برای یافتن ماشین دزدیده شده اش آغاز می کند. در همین حین با مردی آشنا می شود که می تواند به او کمک کند و پسرش برنا نیز به دنبال چشم گمشده اش است.
خلاصه داستان: فیلم جنگ زمستانی (۱۹۸۹) به کارگردانی پکا پاریکا با بازی تورو پایالا در نقش مارتتی هاکولینن، سوزانا هاویستو و ویله ویرتانن، روایتی واقعگرایانه و حماسی از جنگ زمستانی فنلاند و اتحاد جماهیر شوروی در سالهای ۱۹۳۹-۱۹۴۰ ارائه میدهد. داستان بر تجربیات خشن و شجاعانه یک گروه از سربازان فنلاندی تمرکز دارد که در سرمای استخوانسوز زمستان و با تجهیزات محدود، در برابر تهاجم عظیم ارتش سرخ مقاومت میکنند و صحنههایی نفسگیر از رشادت، از دست دادن یاران و بقای انسانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «تفنگ قدیمی» ساخته رابرت انریکو در سال ۱۹۷۵ با بازی فیلیپ نوآره در نقش جراح ثروتمند ژول و رومي اشنایدر به عنوان همسرش، داستانی تلخ و انتقامی در بستر اشغال فرانسه توسط نازیها در جنگ جهانی دوم روایت میکند؛ ژول که به زندگی آرامی در جنوب فرانسه عادت کرده، پس از قتل فجیع همسر و دختر خردسالش توسط سربازان اساس، با تفنگ قدیمی پدرش به کوهستان پناه میبرد و دست به انتقام خونین و بیرحمانهای میزند که مرزهای انسانیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم مردانی که به بزها خیره میشوند (۲۰۰۹) به کارگردانی گرنت هسلُو با بازی جورج کلونی در نقش لین کاسادی، ایوان مکگرگور به عنوان باب ویلفی روزنامهنگار، جف بریجز و کوین اسپیسی، روایتی کمدی و ستیزآمیز از برنامه محرمانه ارتش آمریکا در دهه ۱۹۸۰ است که سربازان را برای کسب قدرتهای فراطبیعی مانند راه رفتن از روی آب، توقف قلب با خیره شدن و حتی کشتن بزها با نگاه آموزش میداد؛ ویلفی در جریان حمله به عراق با کاسادی ملاقات میکند و وارد ماجراجوییهای عجیب و خندهداری میشود که مرز بین واقعیت و توهم را محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم خورشید بلند (۲۰۱۵) به کارگردانی دالیبور ماتانیچ با بازی تیهانا لازوویچ در نقش جلنا، گوران مارکوویچ در نقش آنته و نیوس سینکوویچ در نقش میرْسادا، روایتگر سه داستان عاشقانه تلخ و درهمتنیده در مناطق صربنشین و کرواتنشین بوسنی و هرزگوین است؛ داستان اول در سال ۱۹۹۱ میان یک دختر صرب و پسر کروات، داستان دوم در ۲۰۰۱ میان یک سرباز و دختری از قومیت دیگر، و داستان سوم در ۲۰۱۱ که نشاندهنده زخمهای عمیق جنگ بر روابط انسانی است و عشق را در برابر مرزهای قومی و جنگی به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم جرثقیلها پرواز میکنند به کارگردانی میخائیل کالاتوزوف در سال ۱۹۵۷، داستان ورونیکا (با بازی تاتیانا ساموئیلوا) را روایت میکند که در مسکو زندگی میکند و نامزد جوانش بورودا (الکساندر شوستاکوف) را در آغاز حمله نازیها به اتحاد شوروی به جبهه بدرقه میکند. ورونیکا در غیاب او با بمبارانها، کمبودها و فشارهای عاطفی روبرو میشود و شایعاتی مبنی بر خیانت بورودا میشنود، اما عشق و وفاداریاش او را نگه میدارد تا بازگشت احتمالی او. این شاهکار سینمای شوروی با تصاویر نوآورانه و بازیهای عمیق، نمادی از استقامت در برابر جنگ است.
خلاصه داستان: غارت بزرگ (۲۰۰۵) به کارگردانی جان دال با بازی جوزف فاینز در نقش لف. رابرت پرینس، جیمز کاویزل و کونی نیلسن، روایتی واقعی و حماسی از بزرگترین عملیات نجات موفق تاریخ ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم است؛ جایی که یگان رنجرهای نخبه آمریکایی به فرماندهی پرینس، در مأموریتی پرخطر و شبانه در جزیره فیلیپین اشغالی توسط ژاپنیها، بیش از ۵۱۳ اسیر آمریکایی گرسنه و بیمار را از اردوگاه پوئان نجات میدهند و با کمک مبارزان فیلیپینی مقاومت، در برابر نیروهای ژاپنی برتر میایستند، در حالی که داستان عاشقانهای میان مارگارت و یکی از افسران اسیر، عمق احساسی فیلم را افزایش میدهد.
خلاصه داستان: قلعه شنی (۲۰۱۷)، به کارگردانی فرناندو کوییمرا با بازی نیکلاس هولت در نقش سرباز جوان مت اونیل، هنری کویل و لوگان مارشال-گرین، داستان یک جوخه سرباز آمریکایی در عراق پس از حمله به رژیم صدام را روایت میکند. مت اونیل، معلم سابق که تازه به ارتش پیوسته، در مأموریتی پرخطر برای تعمیر چاه آب یک روستای محلی، با تهدیدهای شورشیان، تنشهای فرهنگی با اهالی و فشارهای روانی جنگ دست و پنجه نرم میکند و این تجربه تلخ، دیدگاه او را نسبت به جنگ و انسانیت دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: سومین بخش شب (۱۹۷۱)، ساخته آندژی ژولاوسکی با بازی لشِک تِلِشینسکی و مالگورژاتا براونک، داستان مرد جوانی را روایت میکند که در دوران اشغال لهستان توسط نازیها، پس از از دست دادن همسر باردار و فرزند تازه متولدشدهاش در حمله وحشیانه، به گروه مقاومت میپیوندد و درگیر تجربیات سوررئال، پر از تصاویر کابوسوار از طاعون، خونآشامان و مرزهای مبهم واقعیت و توهم میشود؛ فیلمی که با سبک وحشت روانشناختی، وحشت جنگ را به تصویر میکشد و تمهای مرگ، تولد و بقا را کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «خطر نزدیک» (۲۰۱۹) به کارگردانی کلینت بنت با بازی تراویس فیمل در نقش سرهنگ هری اسمیت، لوک بریسی و الکساندر سکی، روایتی مستندگونه از نبرد واقعی لانگ تان در جنگ ویتنام است؛ جایی که در سال ۱۹۶۶، تنها ۱۰۸ سرباز استرالیایی از دلتا کامپانی با شجاعت بینظیر در برابر هجوم بیش از ۲۵۰۰ نیروی ویتکنگ مقاومت کرده و با تاکتیکهای هوشمندانه و روحیهای استثنایی، یکی از درخشانترین پیروزیهای نظامی تاریخ را به ارمغان میآورند و نمادی از فداکاری و همبستگی میشوند.