خلاصه داستان: فیلم «دو اسبی» (۱۹۳۹) به کارگردانی آ. ادوارد ساترلند با بازی استن لورل و اولیور هاردی، داستان دو دوست صمیمی به نامهای استن و اولی را روایت میکند که پس از نامزد شدن اولی با دختری زیبا، او تصمیم میگیرد به لژیون خارجی فرانسه بپیوندد تا عشق را فراموش کند و استن هم همراهش میرود؛ اما ماجراهای خندهدار و پرماجرایی از جمله فرار از زندان، پرواز با هواپیمای دزدیدهشده و درگیری با فرمانده لژیون در انتظارشان است که با طنز کلاسیک لورل و هاردی همراه شده و به یکی از کمدیهای ماندگار سینمای صامت-صدا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۷، سم پکینپا کارگردانی فیلم جنگی «صلیب آهنین» را بر عهده گرفت و جیمز کوبورن در نقش سروان اشتاینر، مکسیمیلیان شل به عنوان کاپیتان سیپرز و جیمز میسون از بازیگران اصلی آن هستند؛ داستان در جبهه شرقی جنگ جهانی دوم روایت میشود، جایی که سروان اشتاینر، یک کهنهسرباز ماهر آلمانی، با کاپیتان جدید جاهطلب و نجیبزادهاش، سیپرز، درگیر درگیریهای شخصی و نظامی میشود، در حالی که هر دو برای بقا در برابر پیشروی شورویها و سیستم نظامی فاسد نازیها مبارزه میکنند و فیلم با صحنههای خشن و واقعگرایانه نبردها، نقدی بر حماقت جنگ ارائه میدهد.
خلاصه داستان: زندگی گیورگی 14 ساله در جنگ جهانی دوم مجارستان از هم می پاشد، زیرا او ابتدا به آشویتس و سپس به بوخن والد تبعید می شود، جایی که مجبور می شود در میان نفرت مردی شود و واقعاً یهودی بودن به چه معناست.
خلاصه داستان: قتل خوب (۲۰۱۴)، ساخته اندرو نیکول با بازی اتان هاوک در نقش توماس ایگان، خلبان سابق جنگندههای نیروی هوایی آمریکا که如今 از یک مرکز کنترل در لاسوگاس، عملیات پهپادهای قاتل را از راه دور هدایت میکند، جنیفر کارپنتر به عنوان همسرش و زوئی کراویتز در نقش همکارش، داستان مردی را روایت میکند که با کشتن از راه دور افراد مشکوک به تروریسم، با بحران اخلاقی عمیق، احساس گناه و از دست دادن هویت انسانیاش روبرو میشود و مرز بین قهرمان و قاتل را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کلونی براون (۱۹۴۶) به کارگردانی ارنست لوبیتش با بازی جنیفر جونز در نقش کلونی براون، چارلز بویر به عنوان آدام بلتسکی، و ریچارد هیز، داستان دختری شاد و بیخیال به نام کلونی را روایت میکند که دختر یک لولهکش ماهر است و به طور اتفاقی به عنوان خدمتکار در عمارتی اشرافی استخدام میشود. در آنجا با آدام، یک روشنفکر پناهنده چکسلواکی که از جنگ گریخته، آشنا میشود و رابطهای عاشقانه و پرماجرا میان آنها شکل میگیرد، در حالی که جامعه طبقاتی بریتانیا و فشارهای اجتماعی بر سر راهشان قرار میگیرد و کلونی با روحیه مستقل خود همه چیز را زیر و رو میکند.
خلاصه داستان: فیلم طلوع نجات (Rescue Dawn) به کارگردانی ورنر هرتزوگ در سال ۲۰۰۶، بر اساس داستان واقعی دیتر دنگلر، خلبان نیروی هوایی آمریکا روایت میشود که در جریان جنگ ویتنام توسط نیروهای ویتکنگ اسیر شده و در اردوگاههای وحشتناک اسارت گرفتار میگردد. کریستین بیل در نقش دنگلر با بازی درخشان استیو زان و جرمی دیویس، ماجرای فرار جسورانه و نبرد برای بقا در دل جنگلهای انبوه لائوس را به تصویر میکشد و تمهایی چون اراده انسانی، امید و استقامت را با تصاویر خیرهکننده و واقعگرایانه به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم دشمن شارپ (Sharpe's Enemy) محصول ۱۹۹۴ به کارگردانی تام کلگ با بازی شان بین در نقش سروان ریچارد شارپ، داراگ اُمالی به عنوان هارپر و فیونا گلاسکات، داستان تفنگداران بریتانیایی را در جریان جنگهای ناپلئونی سال ۱۸۱۳ در مرز اسپانیا و پرتغال روایت میکند؛ جایی که شارپ و یارانش برای دفاع از قلعهای کوچک در برابر حمله گسترده نیروهای فرانسوی میجنگند و با دشمنان قدیمی از جمله دو افسر سابق بریتانیایی که به خیانت روی آوردهاند، روبرو میشوند و مأموریت خطرناکی برای نجات اسیران و ضربه زدن به دشمن را آغاز میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «این سرزمین مال من است» (۱۹۴۳) به کارگردانی ژان رنوار با بازی چارلز لاتون در نقش آلبرت لوری، معلمی ترسو و تنها در یک شهر کوچک اروپایی تحت اشغال نازیها، و مورین اوهارا در نقش همکارش، داستان مردی را روایت میکند که پس از مرگ تصادفی دوستش و دستگیری اشتباهی او به جرم خیانت، با سخنرانی آتشین در دادگاه علیه اشغالگران، جرقه مقاومت را در میان مردم روشن میکند و به نماد شجاعت و آزادیخواهی تبدیل میشود.