خلاصه داستان: فیلم «The Bunker» در سال 2024 داستان گروهی از سربازان آمریکایی در جنگ جهانی دوم را روایت میکند که در پی حملهای غافلگیرانه، خود را در یک پناهگاه زیرزمینی میبینند. آنها در این مکان محدود و تاریک، علاوه بر نبرد با دشمن، با ترسها و کابوسهای درونی خود نیز دست و پنجه نرم میکنند. فشار روانی ناشی از حبس در پناهگاه، ترس از مرگ و خاطرات گذشته، رفتهرفته روحیهی آنها را تحلیل میبرد و تبدیل به دشمنی خطرناکتر از نیروهای بیرون میشود. در این میان، برای زنده ماندن باید با این نیروهای درونی و بیرونی به نبردی مرگبار بپردازند.
خلاصه داستان: داستان در آلمان نازی در جریان جنگ جهانی دوم روایت میشود. لیسل میملینگر دختر جوانی است که پس از مرگ برادرش و تسلیم شدن مادرش به نازیها، توسط خانوادهای در حومه مولکینگ به فرزندی پذیرفته میشود. او در این خانه با پدرخواندهی مهربانش هانس هابرمن که به او خواندن و نوشتن میآموزد، و مادرخواندهی عبوس اما مهربانش روزا، زندگی تازهای را آغاز میکند. لیسل با عشق به کتابها، که از کتابخانهی شهردار و مکانهای دیگر به دست میآورد، دنیای خود را میسازد. اما این عشق، او و خانوادهاش را در معرض خطر قرار میدهد، بهویژه زمانی که یک جوان یهودی به نام مکس ساکامورا در زیرزمین خانهشان پنهان میشود. روابط عمیق لیسل با مکس، دوستش رودی، و همچنین صدای راوی داستان (مرگ) سرنوشت همه را در بحبوحهی جنگ و وحشت نازیها شکل میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «چای تلخ ژنرال ین» داستانی از عشق و وابستگی در هیاهوی جنگ داخلی چین را روایت میکند. در سال ۱۹۳۳، میشل، یک دختر جوان آمریکایی که برای کار مذهبی به چین آمده، در جریان یک درگیری مسلحانه توسط نیروهای ژنرال ین، یک فرمانده نظامی قدرتمند و مرموز، اسیر میشود. در اسارت، میشل به تدریج مجذوب شخصیت پیچیده و اسرارآمیز ژنرال میشود و مرز بین دشمنی و علاقهای عمیق برای او محو میگردد. این دو انسان با پیشینهها و باورهای کاملاً متفاوت، در شرایطی که جنگ همه چیز را تهدید میکند، با یکدیگر ارتباطی عاطفی برقرار میکنند که سرنوشت هر دو را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: سال ۱۸۶۳، در جریان جنگ داخلی آمریکا، یک سرباز زخمی ارتش اتحادیه به نام جان مکبرنی به طور اتفاقی به یک مدرسه شبانهروزی دخترانه در جنوب که به دور از جنگ و در انزوا قرار دارد، راه پیدا میکند. حضور او آتش رقابت، حسادت و امیال سرکوبشده را در میان زنان و دختران جوانی که ماهها در انزوای کامل به سر بردهاند، شعلهور میسازد. فضای ظاهراً آرام و مذهبی این مدرسه به تدریج به میدان نبردی تبدیل میشود که در آن جذابیتهای مردانه و زنانه، وفاداری و خیانت در جدالی مرگبار با یکدیگر روبرو میشوند. این تنشها در نهایت به تصمیمی هولناک و نتیجهای غیرمنتظره و تراژیک منجر میشود.
خلاصه داستان: محمود، پیرمرد گرجی، در جنگ داخلی گرجستان در دهه ۱۹۹۰، پس از آنکه دو سرباز زخمی از طرفهای متخاصم را به خانهاش میآورد، خود را درگیر یک درگیری انسانی مییابد. او که در باغ نارنگیاش پناه گرفته، تلاش میکند تا با وجود خصومتها، به دشمنانی که در کنار هم زندگی میکنند، درس صلح و انسانیت بدهد.
خلاصه داستان: فیلم «تسلیم» (Submission) در سال 2018 به کارگردانی «استیون ریدلی» ساخته شده است. داستان فیلم درباره یک نویسنده به نام «تد کرافورد» (با بازی «استنلی توچی») است که با مشکلات مالی روبرو شده و برای تامین معاش خانوادهاش، مجبور به تدریس در دانشگاه میشود. او در کلاس ادبیات خود با دانشجویی به نام «ایریس» (با بازی «اودیا راش») آشنا میشود که استعداد ادبی درخشانی دارد. تد که تحت تأثیر نوشتههای ایریس قرار گرفته، به او نزدیک میشود و رابطهای نامشروع بین آنها شکل میگیرد. این رابطه پیامدهای ویرانگری برای هر دو طرف به همراه دارد و زندگی حرفهای و شخصی تد را در معرض نابودی قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «شش دقیقه تا نیمهشب» (Six Minutes to Midnight) در سال 2020 منتشر شده است. این فیلم داستان یک معلم زن انگلیسی به نام توماس را روایت میکند که در سال 1939، در آستانه جنگ جهانی دوم، به عنوان معلم در یک مدرسه دخترانه در ساحل جنوبی انگلستان کار میکند. این مدرسه که توسط یک زن آلمانی به نام رافائل مدیریت میشود، دانشآموزانی از خانوادههای نازی دارد. توماس به سرعت متوجه فعالیتهای مشکوک و توطئهای برای کمک به نازیها میشود و باید با همکاری یک خدمتکار مدرسه، نقشهی شوم آنها را افشا و خنثی کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم نجات سرباز رایان در سال 1944 و در جریان جنگ جهانی دوم اتفاق میافتد. پس از آنکه سه برادر خانوادهی رایان در نبردهای مختلف جان خود را از دست میدهند، ارتش ایالات متحده تصمیم میگیرد تا آخرین پسر باقیمانده، یعنی جیمز فرانسیس رایان را از میدان نبرد نجات دهد. گروهبان جان میلر به همراه تعدادی از سربازانش مأموریت مییابند تا او را پیدا کرده و به خانه بازگردانند. این گروه در طول مسیر پرخطر خود با موانع و دشمنان متعددی روبرو میشوند و درگیر چالشهای اخلاقی عمیقی میگردند که فداکاری، ایثار و ارزش جان انسانها را زیر سوال میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «سندakan شماره 8» داستان زنی به نام «اومی» را روایت میکند که در یک روسپیخانه در بندر سندakan در بورنئو کار میکند. او با دوستپسرش «جیرو» که در یک کارخانه چوببری کار میکند، رابطهای عاشقانه دارد. اومی بهدنبال پول کافی برای بازگشت به ژاپن است، اما در دنیایی از فساد و بیعدالتی گرفتار شده است. در همین حال، یک کارآگاه به نام «سوزوکی» برای تحقیق درباره ناپدید شدن یک زن وارد شهر شده و به تدریج به پروندههای پنهان این روسپیخانه پی میبرد. این فیلم که بر اساس رمانی واقعی ساخته شده، تصویری تاریک از استعمار ژاپن در جنوب شرقی آسیا ارائه میدهد و به تبعیض و بیحقوقی زنان در آن دوره میپردازد.