خلاصه داستان: فیلم مرد مرده (۱۹۹۵) به کارگردانی جیم جارموش، با بازی جانی دپ در نقش ویلیام بلیک، حسابدار جوان و معصومی است که برای یافتن شغل به شهر صنعتی ماشینِرِیوِل در غرب وحشی سفر میکند، اما پس از کشتن ناخواسته پسر رئیس کارخانه در یک درگیری، به عنوان قاتل تحت تعقیب شکارچیان جایزهبگیر قرار میگیرد. او زخمی و سرگردان، با نادی (گری فارمر)، سرخپوست فیلسوفی که او را با شاعر انگلیسی ویلیام بلیک اشتباه میگیرد، همسفر میشود و سفری اساطیری، فلسفی و پر از خشونت را در دل طبیعت وحشی آغاز میکنند، جایی که مرز میان زندگی و مرگ محو میشود.
خلاصه داستان: این غرب وحشی است، حدوداً در سال 1870. ساموئل آلاباستر، یک پیشگام مرفه، در سراسر مرزهای آمریکا قدم می گذارد تا با عشق زندگی خود، پنه لوپه، ازدواج کند. همانطور که گروه او از غرب عبور می کند، سفری که زمانی ساده بود، خائنانه و تار می شود...
خلاصه داستان: ریو براوو (۱۹۵۹)، شاهکار وسترن هاوارد هاکس، داستان شریف جان تِچوم (جان وین) را روایت میکند که پس از دستگیری جو برک، برادر قدرتمندترین مالک شهر ریو براوو در تگزاس، با کمک دوستان وفادارش شامل دوک (دین مارتین)، کلانتر سابق الکلی، کلرادو رایان (ریکاردو مونالبان)، گاوچران جوان و ماهر، فِدِرز (آنجی دیکینسون)، صاحب سالن رقص باهوش و جذاب، و استامپی (والتر برنان)، نگهبان زندان پیر، در برابر محاصره و حمله راهزنان به رهبری ناتان برک مقاومت سرسختانهای میکند و نبردی حماسی برای عدالت و بقا را رقم میزند.
خلاصه داستان: از طریق یک مسیر پنهان، یک سوارکار تنها به شهری کوچک در ارتفاعات آلپ می رسد. هیچ کس نمی داند غریبه از کجا آمده است و نه می داند آنجا چه می خواهد. اما همه می دانند که نمی خواهند او بماند.
خلاصه داستان: فیلم جوزی ویلز قانونشکن (۱۹۷۶) به کارگردانی و با بازی کلینت ایستوود در نقش اصلی، داستان یک کشاورز فقیر کنفدراسیون به نام جوزی ویلز را روایت میکند که پس از قتل عام وحشیانه همسر و فرزندش توسط نیروهای اتحادیه در جریان جنگ داخلی آمریکا، به یک قانونشکن خشن و بیرحم تبدیل میشود. جوزی با اسلحهای مرگبار و کینهای عمیق، به انتقامجویی میپردازد و در سفری پرماجرا با گروهی از سرخپوستان، یتیمان و مهاجران همراه میشود، در حالی که شکارچیان جایزهبگیر و سربازان سابق به تعقیب او میافتند و او را به نمادی از مقاومت و آزادیخواهی بدل میسازد.
خلاصه داستان: تفنگداران جوان ۲ (۱۹۹۰)، به کارگردانی جف مورفی، با بازی امیلیو استوِز در نقش بیلی د کید، کیفر ساترلند به عنوان داک اسکافیلد، لو دایموند فیلیپس در نقش چاوز و کریستین اسلیتر، ادامه ماجراجوییهای گروه تفنگداران جوان پس از قتل شریف برادی است. بیلی و یارانش که تحت تعقیب قانون فدرال قرار گرفتهاند، در جستجوی انتقام از مالک مزرعه بزرگ، درگیر درگیریهای خونین، خیانتها و نبردهای حماسی در غرب وحشی میشوند و داستان با فرارهای نفسگیر و سرنوشت غمانگیز آنها به اوج میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین غروب» محصول سال ۱۹۶۱ به کارگردانی رابرت آلدریچ با بازی راک هادسون در نقش شکارچی سرسخت بریدی دان، کرک داگلاس در نقش یاغی مرموز مورگان و دوروتی مالون، داستانی هیجانانگیز از وسترن کلاسیک را روایت میکند که در آن بریدی برای انتقام مرگ برادرش به تعقیب مورگان میپردازد، اما در یک شهر کوچک مرزی مکزیک با رازهای خانوادگی، عشق ممنوعه و اتحادهای غیرمنتظره علیه باندهای خطرناک روبرو میشود و به نبردی حماسی ختم میگردد.
خلاصه داستان: فیلم جونیور بونر (۱۹۷۲) به کارگردانی سم پکینپا، با بازی استیو مککوئین در نقش جونیور بونر، یک گاوچران ماهر و سرگردان است که پس از سالها غیبت به شهر کوچک پریسکات در آریزونا بازمیگردد تا در آخرین مسابقه رودیو شرکت کند. در این میان، با خانواده پراکندهاش روبرو میشود؛ برادر حریصش جک مشغول فروش مزرعه خانوادگی برای ساخت مرکز خرید است، پدر الکلیاش آیس افسرده و بیحاصل شده و خواهرش روت با زندگی خانوادگی خود دست و پنجه نرم میکند، و جونیور در تلاش برای حفظ سنتهای قدیمی و اتحاد دوباره خانواده است.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین قطار از هیلگان» (۱۹۵۹) به کارگردانی جان استورجز با بازی کرک داگلاس در نقش مارشال مت نایتون و آنتونی کوئین در نقش دامدار قدرتمند کتی کت، داستانی هیجانانگیز از انتقام و عدالت در غرب وحشی را روایت میکند. پس از قتل پسر مارشال توسط پسر دوست قدیمیاش، او قاتل را دستگیر کرده و با آخرین قطار به شهر هیلگان میبرد تا محاکمه شود، اما با وفاداریهای خانوادگی، تهدیدها و تیراندازیهای نفسگیر روبرو میشود و باید بین دوستی قدیمی و اجرای قانون یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۷، فیلم «گروه فرشتگان» به کارگردانی رائول والش با بازی کلارک گیبل در نقش همیش باند، یوون دو کارلو به عنوان آمانتا استار و سیدنی پویتیه در نقش کریستین، داستان دختری جوان از جنوب آمریکا را روایت میکند که پس از مرگ پدرش و حراج اموالش، متوجه میشود خود نیز برده است و توسط مالک ثروتمند و مرموز بردهها خریداری میشود؛ آمانتا درگیر روابط عاشقانه پیچیده، خیانتها و مبارزه برای رهایی از بند اسارت در دوران پیش از جنگ داخلی آمریکا میشود و با چالشهای اخلاقی و عاطفی عمیقی روبرو میگردد.