خلاصه داستان: در پایان جنگ جهانی دوم، در بمباران شده شده برلین، ادگار، یک پسر ۱۲ ساله، تلاش میکند تا از خانوادهاش محافظت کند. پدرش بیمار و مریض است و برادرش که مقاومت در برابر نازیها بوده، از بمبارانها میترسد که دستگیر شود. ادگار مجبور میشود تا زندگیاش را با فروش کالا در خیابانها و انجام کارهای مشکوک ادامه دهد. در نهایت، او به دلیل شرایط سخت زندگی و ناامیدی، تصمیم به خودکشی میگیرد.