خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۴، استفان، یک برنامهنویس جوان و بلندپرواز، تصمیم میگیرد یک رمان گرافیکی فانتزی-علمی-تخیلی به نام «بندراسنچ» را به یک بازی ویدیویی تعاملی تبدیل کند. او با همکاری یک شرکت بازیسازی و تحت فشارهای زمانی، رفتهرفته درگیر توهمات و واقعیتهای چندگانه میشود و مرز بین انتخابهای خود و کنترل از بیرون محو میگردد. این فیلم تعاملی و نوآورانه از مجموعه «آینه سیاه» به کارگردانی دیوید اسلید، با بازی فیون وایتهد، کریگ پارکینسون و آلیس لو، تماشاگر را به جایگاه تصمیمگیری مینشاند و او را با پیامدهای هر انتخاب روبرو میکند. داستان به تدریج عمیقتر شده و مفاهیمی چون جبر، اختیار، توهم توطئه و ماهیت هوشیاری را به چالش میکشد.