خلاصه داستان: فیلم «آیین» (The Rite) محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی میکائل هافسترم، یک درام ترسناک فراطبیعی است که بر اساس داستان واقعی زندگی کشیش گری توماس اسمیت ساخته شده است. این فیلم با بازی آنتونی هاپکینز در نقش کشیش لوکاس، یک جنشناس باتجربه و کارآموز، و کالین اودوناهو در نقش مایکل کواک، یک دانشجوی جوان علوم دینی که در مورد ایمان خود دچار تردید شده است، روایت میشود. مایکل برای تکمیل تحصیلات خود در حوزه علوم دینی به رم سفر میکند و در آنجا تحت آموزش کشیش لوکاس قرار میگیرد تا در مراسم جنزدایی شرکت کند. او که ابتدا به این امور با شک و تردید نگاه میکرد، به تدریج با مواردی روبرو میشود که تمام باورهای قبلی او را به چالش میکشد. حضور آنتونی هاپکینز در نقش یک جنشناس مرموز و با تسلط، به همراه فضاسازی تاریک و پرتعلیق فیلم، «آیین» را به یک تجربه سینمایی فراموشنشدنی در ژانر ترس روانی و فراطبیعی تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: «آیین» (The Rite) فیلمی ترسناک و ماوراءالطبیعه محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی میکائیل هافستروم است که با بازی آنتونی هاپکینز، کالین اُدانوگهو، آلیس براگا و سیاران هایندز بر پرده سینماها ظاهر شد. این فیلم بر اساس کتابی به همین نام از مت بلیو نوشته شده و داستان مایکل کواک (اُدانوگهو)، یک دانشجوی جوان علوم دینی را روایت میکند که برای ادامه تحصیل به رم میرود تا در دورههای ویژه طلاقت و اخراج ارواح شیطانی شرکت کند. اما او که فردی شکاک است، با مشاهده کارهای پدر لوکاس (هاپکینز)، کشیشی مجرب و مرموز در زمینه اخراج شیطان، به تدریج با مواردی روبرو میشود که باورهایش را به چالش میکشد و او را در مواجهه با نیروهای تاریک و شیطانی قرار میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «آیین» یک فیلم ترسناک آمریکایی به کارگردانی دیوید مایدل و نویسندگی مایدل و انریکو ناتاله است که بر اساس داستان واقعی اکورسیسم اما اشمیت در سال ۱۹۲۸ در ارلینگ، آیووا ساخته شده است. داستان در سال ۱۹۲۸ در شهر کوچک ارلینگ رخ میدهد و حول اما اشمیت (ابیگیل کوئن)، زنی جوان که از پدیدههای ترسناک و غیرقابلتوضیح مانند کابوسهای شبانه، پرخاشگریهای خشونتآمیز، صحبت به زبانهایی که نمیداند، و نفرت غیرطبیعی نسبت به اشیاء مقدس رنج میبرد، میچرخد. خانوادهاش، که کاتولیکهای مؤمنی هستند، معتقدند او تسخیر شده و از کلیسا درخواست کمک میکنند. دو کشیش، تئوفیلوس ریزینگر (آل پاچینو)، کشیشی با تجربه و مصمم، و جوزف اشتایگر (دن استیونز)، کشیش جوانی که در بحران ایمان به سر میبرد، برای انجام اکورسیسم به صومعهای منزوی فرستاده میشوند. اکورسیسم در سه مرحله طاقتفرسا انجام میشود که طی آن اما صداهای متعدد و شیطانی از خود بروز میدهد، از جمله صداهایی که ادعا میکنند متعلق به بعلزبول، یهودا اسخریوطی، و پدر متوفی اما هستند که در زندگی او را آزار داده بود. روح عمهاش، که شایعه شده جادوگر بوده، نیز ظاهر میشود. اما با رفتارهایی مانند تشنج، معلق شدن در هوا، و صحبت به زبانهای لاتین، آلمانی، و آرامی، کشیشها و راهبهها را به چالش میکشد. فیلم به موضوعات ایمان، تردید، و مبارزه با شر میپردازد، اما به دلیل داستان کلیشهای، فیلمبرداری ناپایدار و شبیه به سبک مستند که گاهی حواسپرتکن است، و فقدان عمق در شخصیتپردازی، نقدهای منفی دریافت کرد. بازیهای پاچینو، استیونز، و کوئن به دلیل شدت و باورپذیری تحسین شدند، اما فیلم به دلیل عدم نوآوری و شباهت بیشازحد به «جنگیر» (۱۹۷۳) و پایان ناامیدکننده نقد شد.