خلاصه داستان: "اگه بمیری خوشحال میشم" داستان لی رو-دا، یه کارمند ساده و مهربون توی یه شرکت، رو روایت میکنه که از رئیسش، بک جینسانگ، بهخاطر رفتار مغرورانه و بداخلاقش متنفره. جینسانگ، سرپرست تیم، همیشه فکر میکنه حق با اونه و با کارمنداش بد برخورد میکنه. شبی تو ۱۴ آوریل، رو-دا خواب میبینه جینسانگ با کامیون تصادف میکنه و میمیره. وقتی صبح بیدار میشه، میفهمه هنوز ۱۴ آوریله و تو یه حلقه زمانی گیر افتاده! رو-دا حالا باید هر روز تلاش کنه جینسانگ رو از مرگ نجات بده تا حلقه زمانی بشکنه. این وسط، با کانگ جونهو، یه همکار خوشقلب، و بقیه اعضای تیم همراه میشه و کمکم میفهمه جینسانگ گذشته سختی داشته که رفتارش رو توضیح میده. این سریال که از یه وبتون به همین اسم اقتباس شده، پر از کمدی، فانتزی، عاشقانه و درسهای زندگیه که با طنز مشکلات محیط کار و روابط انسانی رو نشون میده. شیمی بین رو-دا و جینسانگ، که از نفرت به درک متقابل میرسه، حسابی درخشانه.