خلاصه داستان: در روستایی آرام در آناتولی، فیلمسازی به نام «مظفر اوزدمیر» برای ساخت فیلم جدیدش به زادگاه خود بازمیگردد. او با همراهی دستیارش، در جستجوی مکانهای مناسب برای فیلمبرداری و بازیگران محلی، با زندگی روزمره مردم روستا آشنا میشود. در این میان، پدر سالخوردهی مظفر که به باغداری و زندگی سادهی روستایی عشق میورزد، نگران آیندهی پسرش و حفظ میراث خانوادگی است. مظفر در مواجهه با خاطرات کودکی، روابط خانوادگی و واقعیتهای زندگی روستایی، باید بین آرزوهای هنری خود و تعهدات خانوادگیاش تعادل برقرار کند. این فیلم که در سال ۱۹۹۹ توسط نوری بیلگه جیلان ساخته شده، با بازیگانی چون محمد اوزدمیر، فاتما اوزدمیر و ابراهیم اوزدمیر، تصویری ظریف و شاعرانه از تقابل سنت و مدرنیته، و رابطهی پیچیدهی انسان با طبیعت و خاطراتش ارائه میدهد.