خلاصه داستان: سام بالدوین پس از مرگ همسرش مگی، دچار افسردگی شدیدی شده و تنها همراه پسر هشتسالهاش جونا در سیاتل زندگی میکند. جونا که نگران پدرش است، در شب کریسمس با برنامه رادیویی دکتر مارش فیلد تماس میگیرد و از تنهایی و غم پدرش میگوید. سام مجبور به صحبت با مجری میشود و داستان عشقش به همسر فقیدش را تعریف میکند. صدای او از رادیو پخش میشود و میلیونها زن را در سراسر آمریکا تحت تأثیر قرار میدهد، از جمله آنی رید، روزنامهنگار نامزد کرده در بالتیمور. آنی که مجذوب صدای سام شده، نامهای برای او مینویسد و پیشنهاد ملاقات در ساختمان امپایر استیت در روز ولنتاین را میدهد. در همین حال، جونا به طور پنهانی به نامههای ارسالی برای پدرش پاسخ میدهد و با آنی ارتباط برقرار میکند. آنی که در آستانه ازدواج با والتر، مردی مهربان اما قابل پیشبینی است، برای تحقیق به سیاتل سفر میکند و سام و جونا را از دور میبیند. جونا متقاعد شده که آنی گزینه مناسبی برای پدرش است و تلاش میکند تا این دو را به هم برساند. سام که هنوز درگیر خاطرات همسرش است، ابتدا تمایلی به شروع رابطه جدیدی ندارد، اما عشق جونا به آنی و اصرار او باعث میشود تا سام برای ملاقات با آنی به نیویورک برود. این فیلم عاشقانه کلاسیک محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی نورا افرون، با بازی تام هنکس و مگ رایان، داستانی لطیف و به یاد ماندنی درباره عشق، سرنوشت و امید را روایت میکند.