خلاصه داستان: مارکو فروینیلی، یک مهندس صنایع، پس از بازگشت به خانه از یک روز کاری طولانی، به یک سری رویدادهای عجیب و غیرمنتظره در زندگی شخصی خود پی میبرد. او کشف میکند که همسرش مریض است و آشپز آنها، آنا، به او علاقه نشان میدهد. در حین جستجو در اتاق فراری، مارکو یک اسلحه قدیمی پیدا میکند که متعلق به جان دیلینگر، یک قاتل مشهور آمریکایی در دهه 1930 میلادی، است. این کشف سبب تغییری در رفتار و افکار مارکو میشود و او را به سفری روانشناختی میبرد.