خلاصه داستان: در داستان «زیبای خواب»، پریان خوب و بد در جشن تولد پرنسس آورورا حضور مییابند. پری خوب سه لعنت خوب را به عنوان هدیه به دخترک میدهد، اما پری بد نیز آمده و آورورا را با نیش یک سوزن به خواب ابدی محکوم میکند. پریان خوب آورورا را در جنگل مخفی میکنند و او را به نام بری-روز میخوانند. سه سال بعد، آورورا به سن بلوغ میرسد و در یک روز ملاقاتی تصادفی، پریس فیلیپ را ملاقات میکند. آنها عاشق یکدیگر میشوند، اما پری بد دوباره مداخله میکند و آورورا را به خواب میفرستد. سرانجام، پریس فیلیپ با کمک پریان خوب، اژدهایی را که پری بد تبدیل شده بود، شکست میدهد و با بوسهای آورورا را از خواب ابدی بیدار میکند.