خلاصه داستان: فیلم «نقاب رنگین» یک درام عاشقانه بر اساس رمانی از سامرست موآم است که در دهه ۱۹۲۰ رخ میدهد. داستان درباره کتی گارستین، زنی جوان از طبقه بالای لندن است که پس از ازدواج عجولانه با والتر فین، پزشک میکروبیولوژیست، به دلیل خیانت به او، با بحرانی در زندگی مشترکشان مواجه میشود. والتر، که عمیقاً عاشق کتی است اما از خیانت او خشمگین، او را به سفری به روستایی دورافتاده در چین میبرد، جایی که او برای مبارزه با اپیدمی وبا کار میکند. کتی در این محیط خشن و در میان بیماری و مرگ، با کمک راهبههای محلی و چارلی تاونزند، دیپلماتی که با او رابطهای کوتاه داشت، به تدریج خود را بازمییابد و رابطهاش با والتر عمیقتر میشود. داستان با صحنههایی مانند سفر با قایق در رودخانههای چین، کار داوطلبانه کتی در یتیمخانه، و لحظات احساسی مانند آشتی با والتر، به موضوعات عشق، بخشش و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول و برخی شخصیتهای فرعی کمعمق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای نائومی واتس و ادوارد نورتون، فیلمبرداری خیرهکننده چین و موسیقی متن الکساندر دسپلا تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و پایانبندی تلخ نقد شدند.