خلاصه داستان: در داستان "کفشهای سرخ و هفت کوتوله"، یک نسخه جدید و سرگرمکننده از افسانه سنتی "سفید برفی و هفت کوتوله" روایت میشود. داستان در ادامهای از افسانه اصلی رخ میدهد و شخصیتهای شناختهشده را در یک ماجرای جدید معرفی میکند. در این داستان، یک گروه از شاهزادگان که به دلیل جادویی به صورت کوتوله تبدیل شدهاند، در جستجوی یک بوسه عشقی هستند تا لعنت آنها برداشته شود. آنها به دنبال یک دختر جوان به نام رمیندا هستند که کفشهای جادویی سرخ به پا کرده و به یک دختر زیبا تبدیل میشود. اما رمیندا در حقیقت یک دزد ماهر است که با کفشهای جادویی به دنبال ثروت و قدرت است. در طول داستان، رمیندا و شاهزادگان کوتوله با هم مواجه میشوند و ماجراهایی سرگرمکننده و هیجانانگیز در پی دارد. در نهایت، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا عشق واقعی میتواند لعنتها و تصورات غلط را بشکند و آیا ظاهر خارجی مهمتر از شخصیت واقعی فرد است.