خلاصه داستان: کمیل، یک زن جوان در سن ۲۵ سال، در یک روز معمولی در شهر پاریس، تصمیم میگیرد که از رابطهاش با آرتور جدا شود. آرتور، شوهر کمیل، یک مرد سی و پنج ساله است که اخیراً به دلیل مشکلات مالی و فشارهای زندگی، به الکل و مواد مخدر روی آورده است. کمیل، که از این وضعیت ناراضی است و به دنبال یک زندگی بهتر برای خودش است، تصمیم میگیرد که از آرتور جدا شود و به دنبال آرامش و آزادی شخصی خود باشد. در طول روز، کمیل با چالشهای مختلفی مواجه میشود، از جمله تماسهای تلفنی با آرتور که سعی میکند او را قانع کند تا تصمیمش را برندارد، گرفتن وسایلش از خانه و احساس تنهایی و اضطراب در شهر بزرگ پاریس. در نهایت، کمیل با قدرت و ارادهای که در خودش مییابد، تصمیم میگیرد که به سمت آیندهای بهتر و آزادانهتر حرکت کند.