خلاصه داستان: در یک شب تابستانی گرم در شیکاگو، سه دوست دانشجویی - سید، کونور و مولی - در حال بازگشت به دانشگاه هستند. در مسیر، آنها یک دختر کوچک را میبینند که در حال گریه و بیهوشی در اتاق خود است. آنها تصمیم میگیرند او را به اورژانس ببرند، اما به زودی متوجه میشوند که ورود آنها به اورژانس با یک سیاهپوست و دو مکزیکیتبار ممکن است منجر به مشکلات قانونی شود. آنها سعی میکنند بدون جلب توجه بیش از حد، دختر را به مقصد برسانند، اما مسیر آنها با چالشهای غیرمنتظره و تصمیمات سخت روبرو میشود که باعث میشود روابط دوستی و اعتماد بین آنها مورد آزمایش قرار گیرد.