خلاصه داستان: در داستان «داستان سرطان دریایی»، راهبی به نام لوکا در یک روستای ایتالیایی در قرن نوزدهم، عاشق دختری به نام تیا میشود. با وجود مخالفت پدر تیا، لوکا و تیا عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند فرار کنند. لوکا به دنبال گنجی اسطورهای میرود تا بتواند با تیا زندگی کند. در سفر طولانی و پرماجرای خود، لوکا با چالشهای زیادی مواجه میشود و در نهایت به جزیرهای دور افتاده میرسد که در آنجا با یک سرطان دریایی بزرگ مواجه میشود. این مواجهه سرنوشت لوکا را تغییر میدهد و او را به سفری عجیب و غیرمنتظره میبرد.