خلاصه داستان: خلاصه داستان: آدام (با بازی جیک جیلنهال)، استاد دانشگاه تاریخ، در حالی که زندگی یکنواخت و ملالآوری را با همسرش مری (با بازی ملیا لارنس) سپری میکند، به طور اتفاقی با آنتونی، بازیگری که ظاهری کاملاً یکسان با او دارد، مواجه میشود. این کشف غیرمنتظره، آدام را درگیر کنجکاوی وسواسگونهای برای شناخت این دوقلوی ناشناس میکند و او را به مسیری تاریک و پرپیچوخم میکشاند که در آن مرزهای هویت، واقعیت و توهم در هم میآمیزد. کارگردان دنی ویلنوو در این فیلم روانشناختی و پرتعلیق، با بهرهگیری از نمادگرایی عمیق (بهویژه نماد عنکبوت) و فضاسازی خفقانآور، داستانی چندلایه را روایت میکند که تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلم «دشمن» یک تریلر روانشناختی-علمیتخیلی است که در سال ۲۰۶۵ در منطقهای دورافتاده در آمریکا رخ میدهد، جایی که تغییرات اقلیمی زمین را به محیطی خشک و کمآب تبدیل کرده است. هن (سائریس رونان) و جونیور (پل مسکال)، زوجی جوان، در مزرعهای منزوی که نسلها در خانواده جونیور بوده، زندگی میکنند. ازدواج آنها با تنشهایی همراه است، اما زندگی آرامشان با ورود غریبهای به نام ترنس (آرون پیر) که از شرکت هوافضای OuterMore آمده، به هم میریزد. ترنس پیشنهاد عجیبی ارائه میدهد: جونیور برای دو سال به یک ایستگاه فضایی اعزام شود تا در برنامهای برای مهاجرت انسانها به فضا کمک کند، در حالی که یک نسخه مصنوعی زیستی از جونیور با تمام خاطرات او، در کنار هن باقی میماند. ترنس برای نظارت بر جونیور به خانه آنها نقلمکان میکند و مصاحبههایی با هن انجام میدهد که تنشهای عاطفی و حسادت جونیور را برمیانگیزد. داستان با صحنههایی مانند رویاروییهای پرتنش در مزرعه، مناظر خشک و سورئال، و پیچشهای داستانی، به موضوعات عشق، هویت، و تأثیرات هوش مصنوعی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، داستان مبهم، و پایانبندی پیچیده که برخی آن را پیشپاافتاده میدانند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۷/۱۰ در IMDb و ۲۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای رونان و مسکال، فیلمبرداری ماتیاس اردلی، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان منطق در برخی جزئیات مانند انتخاب جونیور برای فضا نقد شدند.