خلاصه داستان: در سال 1974، جیمز لیسنر، یک مرد جوان، به طور تصادفی یک زندانی را آزاد میکند. این زندانی، آرتور جانسون، یک قاتل سریال است که اخیراً از زندان فراری شده. جیمز به آرتور کمک میکند تا به خانهاش برود و پدر و مادر آرتور را بکشد. سپس، آرتور جیمز را به یک رستوران میبرد و به او اعتراف میکند که قاتل است و میخواهد خودش را تسلیم پلیس کند. جیمز با ترس و شگفتی، به آرتور کمک میکند تا به پلیس برسد و خودش را تحویل دهد. اما آرتور، پس از تحویل دادن خودش به پلیس، به جیمز میگوید که قتلهایی که انجام داده، به دستور شخصی بنام "آقای براون" بوده است. جیمز، که به دنبال حقیقت است، شروع به تحقیق در مورد آقای براون میکند و به تدریج به یک شبکه قدرت و فساد در دولت و پلیس میرسد. در نهایت، جیمز با کمک یک روزنامهنگار، موفق میشود آقای براون را شناسایی کند و او را به عدالت تحویل دهد.