خلاصه داستان: اما بوواری شاهکار گوستاو فلوبر، نویسنده فرانسوی قرن نوزدهم، داستان زندگی اما بوواری، زنی جوان و بلندپرواز است که در آرزوی زندگی اشرافی و عشق پرشور، با شارل بوواری، پزشکی ساده و مهربان ازدواج میکند. اما زندگی در یک شهر کوچک و یکنواخت، او را به ورطه خیالپردازی و نارضایتی میکشاند. او که اسیر روزمرگی و عشق بیشرایط شوهرش شده، برای فرار از واقعیت به دنبال عشقهای ممنوعه و ولخرجیهای بیحدوحصر میرود. این رمان که به کارگردانی وینسنت مینهلی در سال ۱۹۴۹ با بازی جنیفر جونز، جیمز میسون و ونسا ردگریو ساخته شد، به زیبایی هرچه تمامتر، تباهی و نابودی شخصیتی را به تصویر میکشد که اسیر آرزوهای دستنیافتنی خود شده است. این اثر جاودان، نقدی تند بر جامعه بورژوازی و ارزشهای سطحی آن است و سرنوشت غمانگیز اما را به عنوان نمادی از ناکامی انسان در رسیدن به خوشبختی ایدهآل خود روایت میکند.