خلاصه داستان: در دنیایی که هر چیزی باید کامل و بینقص باشد، عروسکهای زشت و غیرمعمول به نام «اگلیدالز» در شهری به همین نام زندگی میکنند. این عروسکها که هر کدام دارای نقصی ظاهری هستند، با ایمان به اینکه زیبایی درونی مهمتر از ظاهر است، زندگی شادی دارند. اما وقتی یکی از آنها به نام مکس، به طور تصادفی به شهر عروسکهای کامل و بینقص «پرفکتتاون» میرسد، با چالشهای جدیدی روبرو میشود. در آنجا، او با عروسکی به نام ماندی آشنا میشود که به دلیل نقص در ساختش، از شهر تبعید شده است. با هم، آنها سعی میکنند ارزش واقعی خود را کشف کنند و به دیگران بیاموزند که زیبایی واقعی از قلب میآید، نه از ظاهر. این ماجراجویی آنها را به مبارزه با استانداردهای سختگیرانه زیبایی و پذیرش خود و دیگران میکشاند.