خلاصه داستان: رعنا، دختری جوان و زیبا در روستای «سانهتای»، عاشق لو یوشنگ، معلم جدید مدرسه میشود. این عشق در فصل زمستان و در میان برف و سکوت روستا شکل میگیرد و رعنا با پختن غذاهای خوشمزه برای او، محبتش را نشان میدهد. لو یوشنگ نیز به تدریج مجذوب سادگی و زیبایی رعنا میشود. پس از ازدواج، لو یوشنگ به شهر فراخوانده میشود و رعنا در روستا منتظر او میماند. سالها بعد، لو یوشنگ درگذشته و پسرشان برای مراسم خاکسپاری به روستا بازمیگردد. مادر که حالا پیر شده، اصرار دارد پیکر همسرش را طبق سنت قدیم، با پای پیاده از بیمارستان تا روستا حمل کنند تا روحش راه خانه را گم نکند. این فیلم به کارگردانی ژانگ ییمو و با بازیگری ژانگ زیئی و سون هونگلِی، داستانی عاشقانه و عمیق درباره وفاداری، عشق ابدی و پیوندی ناگسستنی است که مرگ نیز نمیتواند آن را از بین ببرد.