خلاصه داستان: در آلمان نازی، زنی آریایی به نام ماریان برای نجات پسرش ماکسیمیلان از خطرات جنگ، به او دروغ میگوید که یهودیان به سرزمین اسباببازیها میروند. وقتی پسر همسایه یهودیاش، لئوپولد، ناپدید میشود، ماکسیمیلان برای یافتن او و رسیدن به سرزمین اسباببازیها از خانه فرار میکند و مادرش را در موقعیتی خطرناک قرار میدهد. این فیلم کوتاه برنده اسکار، داستانی تکاندهنده از شجاعت، فداکاری و قدرت یک دروغ مصلحتی در تاریکترین روزهای تاریخ را روایت میکند.