خلاصه داستان: «بعداً خندیدم» داستان وو شیویا، یه زن ۲۶ سالهست که تو یه شرکت بزرگ کار میکنه و همیشه نظراتش رو مخفی نگه میداره تا دیگران رو راضی کنه. از نظر بقیه، زندگیاش عالیه؛ یه کار ثابت و یه دوستپسر جاهطلب به اسم ژنگ هائو داره. اما شیویا احساس خفگی میکنه و داره خودشو تو موقعیت ناراحتکنندهای مجبور میکنه. وقتی ژنگ هائو بدون مشورت با اون سه تصمیم بزرگ میگیره—تغییر شغلش، پیشنهاد ازدواج و انتخاب خونه—شیویا بالاخره سکوتشو میشکنه. تو یه بار استندآپ کمدی، بعد از خوردن مشروب، بهصورت بداهه درباره دوستپسرش حرف میزنه و تمسخرش میکنه که باعث خنده تماشاچیا و حمایت دوستان استندآپکار میشه. این تجربه به شیویا یه صحنه برای ابراز خودش میده و شادی و فصل جدیدی تو زندگیش شروع میشه. سریال پر از کمدی، درام و لحظههای زندگیه که قصهای درباره پیدا کردن شجاعت و خود واقعی رو تعریف میکنه.