خلاصه داستان: در این بخش چهارم و آخرین سری از شرک، شرک و فیونا از زندگی شاهزادگان و شاهدختها خسته شدهاند و آرزوی برگشت به زمانی که تنها یک علفخواری ترسناک بودند را میکنند. با کمک رومبلاستیلتسکین، شرک قراردادی امضا میکند که او را به یک واقعیت جایگزین میبرد که در آن او هرگز فیونا را ملاقات نکرده و هیولاهای افسانهای توسط رومبلاستیلتسکین به بردگی کشیده شدهاند. شرک باید در این دنیای تاریک، راهی برای بازگشت به زندگی واقعی خود و حفظ خانوادهاش پیدا کند.