خلاصه داستان: در داستان "شکارچی"، یک شخصیت معروف به نام جیمز رینگو، که به عنوان یک شکارچی سابقهدار شناخته میشود، به یک بار کوچک در شهر کوچکی میآید. او به دنبال آرامش و زندگی آرام است، اما سابقهاش به سرعت در میان مردم شهر پخش میشود. این امر باعث میشود که مردم شهر با ترس و نفرت به او نگاه کنند و او را به عنوان تهدیدی برای صلح و آرامش شان در نظر بگیرند. رینگو تلاش میکند تا نشان دهد که او تغییر کرده و میخواهد زندگی جدیدی را آغاز کند، اما گذشتهاش به طور مداوم به او خطر میکند. در نهایت، او مجبور میشود با گذشتهاش مواجه شود و تصمیم بگیرد که آیا میخواهد به زندگی قبلی خود بازگردد یا به دنبال آرامش و آزادی باشد.