خلاصه داستان: در سال 1953، در شهر کوچکی در آمریکا، دختری به نام فلیسیتی به دنیا میآید. او در خانوادهای سنتی و مذهبی بزرگ میشود و با تمام محدودیتهایی که در آن زمان برای دختران وجود داشت، مواجه میشود. فلیسیتی با تمایل شدید به آزادی و خودآگاهی، تصمیم میگیرد تا سنتها و قوانین سختگیرانه را به چالش بکشد. او به دنبال شناخت خود و دنیای اطرافش است و با هر قدمی که بر میدارد، به سوی آزادی نزدیکتر میشود. در این سفر، فلیسیتی با چالشهای فراوانی مواجه میشود که باعث میشود او به یک زن قوی و مستقل تبدیل شود. داستان فلیسیتی لند نشاندهنده مبارزه یک زن برای آزادی و خودآگاهی در دهه 1950 است.