خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۵، سه زندانی فراری به نامهای جوزف، ژول و آلبر که به تازگی از زندان جزیره شیطان گریختهاند، خود را به شهر ساحلی کوچکی در کلمبیا میرسانند. آنها قصد دارند با پنهان شدن در کشتی باری که به فرانسه میرود، به طور کامل از دست قانون فرار کنند. در راه فرار، با خانواده فلیون آشنا میشوند؛ خانوادهای مهربان که صاحب یک فروشگاه کوچک هستند و در آستانه ورشکستگی قرار دارند. سه فراری که در اصل دزدان و کلاهبرداران ماهری هستند، تصمیم میگیرند به بهانه تعمیر سقف فروشگاه، چند روزی در آنجا پناه بگیرند. اما به تدریج و با دیدن مشکلات مالی و خانوادگی فلیونها، نرم میآیند و برای کمک به آنها دست به کار میشوند. جوزف، ژول و آلبر با استفاده از مهارتهای خاص خود، که بیشتر برای کلاهبرداری و دزدی به کار میبردند، سعی میکنند مشکلات این خانواده را حل کنند و آنها را از ورشکستگی نجات دهند. در این میان، باید مراقب باشند که هویت واقعیشان فاش نشود و همزمان از دست پلیس و مأمورانی که به دنبالشان هستند، در امان بمانند. این کمدی کلاسیک محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی مایکل کورتیز و با بازی درخشان هامفری بوگارت، آلدو ری و پیتر اوستینوف، داستانی طنز و دلنشین از تبدیل شدن سه مجرم فراری به فرشتگان نجات یک خانواده را روایت میکند.