خلاصه داستان: یک زن جوان و آرمانگرا به نام تونی جونز که در یک خانواده ثروتمند بزرگ شده، عاشق دنی مکگیل، کارگر ساده و صادق یک کارخانه میشود. خانواده تونی به شدت با این رابطه مخالفت میکنند و معتقدند دنی شأن اجتماعی مناسبی ندارد. پدر تونی، مایکل، که یک سرمایهدار ثروتمند و بیرحم است، برای پایان دادن به این رابطه، دنی را به دروغ متهم به دزدی میکند و او را از کار اخراج میکند. با وجود تمام فشارها و توطئهها، عشق تونی و دنی پایدار میماند و آنها تصمیم میگیرند برای رسیدن به خوشبختی در کنار هم، در برابر تمام موانع بایستند و ثابت کنند که عشق واقعی بر تمام مشکلات غلبه میکند.