خلاصه داستان: در داستان "چاکراو"، دو دوست قدیمی، آدی و راجی، در مسیرهای متفاوتی قرار میگیرند. آدی به عنوان افسر پلیس، وظیفه دارد تا شورشیان مائوئیست را سرکوب کند، در حالی که راجی به عنوان روزنامهنگار، به دنبال حمایت از مردم محروم و آگاهسازی جامعه است. این دوستی که با گذشتهای پر از خاطرات مشترک آغاز شده بود، با ورود به دنیای سیاست و جنگ، به یک رقابت خطرناک تبدیل میشود. آدی و راجی باید تصمیم بگیرند که آیا وفاداری به دوستی یا وفاداری به ایدئولوژی، در این درگیری خونین پیروز خواهد شد.
خلاصه داستان: در "چاکراو"، دو دوست قدیمی، آدیتیا و یوگی، در دو سمت متقابل یک نبرد خشونتآمیز قرار میگیرند. آدیتیا به عنوان یک افسر پلیس، مأمور میشود جنگلهای وسط هند را از چنگ دستاندیشان مائوئیست خارج کند، در حالی که یوگی به عنوان یک رهبر محلی، به دفاع از حقوق سرخپوستان برمیخیزد. این درگیری نه تنها روابط شخصی آنها را به چالش میکشد، بلکه مسائل اجتماعی و سیاسی عمیقتری را نیز آشکار میسازد.