خلاصه داستان: دو دوست زن و مرد به نامهای لیز و مایک که در یک رابطه عاشقانه به سر میبرند، تصمیم میگیرند برای تعطیلات آخر هفته به خانهای متروکه در جنگل بروند. آنها امیدوارند با گذراندن وقت در کنار هم، رابطه خود را تقویت کنند. اما به زودی متوجه میشوند که این خانه رازی ترسناک در خود پنهان کرده است. در زیرزمین خانه، گودال تاریک و عمیقی وجود دارد که هیچ کس نمیداند به کجا ختم میشود. کنجکاوی آنها نسبت به این گودال مرموز، به تدریج به وحشتی غیرقابل کنترل تبدیل میشود. هر چه بیشتر در مورد این حفره تحقیق میکنند، بیشتر در دام ترس و توهم گرفتار میشوند. این گودال به نظر میرسد که قدرت عجیبی دارد و میتواند بر ذهن آنها تأثیر بگذارد، ترسهای پنهانشان را آشکار کند و رابطه آنها را در معرض خطر قرار دهد. آنها به زودی درمییابند که این گودال فقط یک حفره فیزیکی نیست، بلکه دریچهای به سوی تاریکیهای درون خودشان است و برای نجات جان و رابطهشان، باید با این ترسها روبرو شوند.