خلاصه داستان: داستان این فیلم در سال ۱۹۸۶ و در جزیره ای دورافتاده در شرق آمریکا روایت میشود؛ جایی که جک اسلونین، یک فعال محیط زیست ایدهآلیست و بیمار، به همراه دختر نوجوانش رز در انزوا زندگی میکنند. جک که از دنیای مدرن و مصرفگرا بیزار است، دخترش را به شیوهای کاملاً طبیعی و دور از تمدن پرورش داده است. با این حال، با وخیمتر شدن وضعیت سلامتی جک، او نگران آینده رز پس از مرگ خود میشود. برای محافظت از دخترش و تضمین آینده او، جک تصمیم میگیرد که دوست دخترش کاتلین و دو پسر نوجوانش را به خانه خود دعوت کند تا با آنها زندگی مشترکی را آغاز کند. ورود این خانواده شهری به زندگی آرام و بکر جک و رز، تنشها و درگیریهای عمیقی را به وجود میآورد. رز که تا به حال تنها عشق و توجه پدرش را تجربه کرده، حضور غریبهها را به عنوان یک تهدید برای رابطه منحصربهفردش با پدر میبیند و به شدت با این تغییر مخالفت میکند. او که به دنیای پاک و دستنخورده پدرش وابسته است، سعی میکند با رفتارهای تند و غیرقابل پیشبینی، این وضعیت جدید را برهم بزند. درگیری بین ارزشهای قدیمی و جدید، و همچنین کشمکشهای عاطفی میان اعضای این خانواده غیرمعمول، هسته اصلی داستان را شکل میدهد. این فیلم به کارگردانی ربکا میلر و با بازیهای درخشان دنیل دی-لوئیس در نقش جک و کامیل بلاو در نقش رز، داستانی عمیق و شاعرانه درباره عشق، از دست دادن، بلوغ و برخورد آرمانهای گذشته با واقعیتهای ناخوشایند حال است.