خلاصه داستان: مانولا، زنی در دهه ۱۹۵۰ در اسپانیا، در آپارتمانی در تاریکی زندگی میکند و از بیماری مزمن رنج میبرد. او تنها همراه مادر خود است و هیچ ارتباطی با بیرون ندارد. زندگی او به هم میریزد وقتی که نوئل، یک همسایه جوان، به درون آپارتمان او سقوط میکند و مانولا مجبور میشود با او برخورد کند.