خلاصه داستان: یک ملوان جوان به نام وینسلو در دهه ۱۸۹۰ برای کار به یک فانوس دریایی دورافتاده در جزیره ای مرموز میرود. او زیر نظر توماس ویک، نگهبان ارشد فانوس، مشغول به کار میشود. وینسلو که انتظار دارد کار ساده و بدون دردسری داشته باشد، به زودی متوجه میشود که ویک مردی سختگیر، اسرارآمیز و مستبد است که او را با کار طاقتفرسا و قوانین عجیب و غریبش خرد میکند. زندگی روزمره در انزوای کامل، همراه با هوای طوفانی و شرایط سخت، به تدریج بر روان هر دو مرد تأثیر میگذارد. وینسلو که کنجکاو است بداند چه چیزی در بالای فانوس نهفته است، با منع ویک برای ورود به آنجا مواجه میشود. این منع، همراه با توهمات ناشی از مصرف الکل، خستگی و تنهایی، او را به مرز جنون میکشاند. روابط آنها به تدریج به سمت تنش و خشونت پیش میرود و مرز بین واقعیت و خیال به طور ترسناکی محو میشود. این فیلم سیاه و سفید و پرترس روانی، به کارگردانی رابرت اگرز و با بازی خیرهکننده ویلم دفو و رابرت پتینسون، اثری فراموشنشدنی است که تماشاگر را در فضایی پرتنش و وهمآلود غرق میکند.