خلاصه داستان: در "فرصتهای شغلی"، جیمی والتون، جوانی بیکار و بیهدف، شبی را در یک فروشگاه بزرگ بزرگسالی میگذراند. او با دزدیدن یک دختر جوان به نام دونا به نام "دزد" در یکی از اتاقهای فروشگاه گیر میافتد. این دو نفر با یکدیگر آشنا میشوند و در طول شب، روابط و مشکلات شخصی خود را مورد بحث قرار میدهند. در حالی که دزد و جیمی در حال گفتگو هستند، دو دزد واقعی به فروشگاه حمله میکنند و سعی میکنند چیزی را بدزدند. جیمی و دزد باید با این وضعیت مقابله کنند و خود را از دست دزدان نجات دهند.