خلاصه داستان: فیلیپ که یک پدر نگران است، پسرش الکس را به یک مدرسه شبانهروزی میفرستد تا از مشکلات دوران نوجوانی و خشونتهای دوستدخترش سوزان دور باشد. اما در آنجا، الکس با دختری به نام هانا آشنا میشود که او نیز مانند الکس دارای قدرتهای روانی و تلهکینتیک است. وقتی پدر الکس متوجه میشود که یک سازمان مخفی به دنبال استفاده از این قدرتهای جوانان برای اهداف شوم خود است، تلاش میکند تا فرزندش را نجات دهد.