خلاصه داستان: مایکل هانکه در اولین فیلم بلند خود (۱۹۸۹) داستان خانوادهای اتریشی شامل گئورگ، همسرش آنا و دختر کوچکشان اِوا را روایت میکند که در ظاهر زندگی مرفه و آرامی در وین دارند. آنها درگیر روزمرگیهای بیمعنا و جامعه مصرفی شدهاند و به تدریج از درون تهی میشوند. این خانواده به ظاهر عادی، تصمیم میگیرند تا به طور کامل از جامعه قطع رابطه کرده و همه داراییهای خود را نابود کنند. فیلم با رویکردی مینیمال و بیرحم، فرآیند فروپاشی روانی و نابودی تدریجی این خانواده را به تصویر میکشد و تماشاگر را با پرسشهایی عمیق درباره معنای زندگی و جامعه مدرن مواجه میسازد.